تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٨٤ - تفسير بسمله
آفريدگانش تقسيم كرد كه با همان يكى، به يك ديگر مهرورزى و ترحم مىكنند. نود و نه رحمت را نيز براى خود نگه داشت تا در روز قيامت، با آن بر بندگانش رحم كند.» همچنين روايت شده است كه خداوند آن يك رحمت را نيز ضميمه اين رحمتها مىكند تا صد رحمت كامل شود و با آن، بر بندگان خود در روز قيامت مهر مىورزد.[١]
[١/ ٣٣١] عطاء با سندى مرفوع از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت كرده است: «رحمت خداى تعالى صد جزء دارد، كه نود و نه جزء آن را در خزانه غيب نگه داشته و يك جزء آن را بر همه اهل دنيا پخش كرده است. هر رحمت و مهربانى و دلسوزى و عطوفت در اين جهان، ناشى از همان يك جزء مىباشد. در روز قيامت اين يك جزء نيز با نود و نه جزء ديگر جمع مىگردد تا صد رحمت كامل شود و همه گناهكاران امت را فرا گيرد ...»؛ به گونهاى كه در حديث آمده است:
[١/ ٣٣٢] «ابليس نيز طمع مىكند كه از آن رحمت، چيزى هم به او برسد.» شيخ ابو الفتوح رازى آن را در تفسير خود نقل كرده است.[٢]
اين عبارت دعا نيز به همين معنا تفسير مىشود: «رحمان الدنيا و الآخرة ورحيمهما»[٣].
[١/ ٣٣٣] اين دعا را ابن ابى شيبه از عبد الرحمان بن سابط روايت كرده، مىگويد:
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با اين عبارتها دعا مىكرد: «اللّهمّ فارج الهمّ و كاشف الكرب ومجيب [دعوة] المضطرّين و رحمان الدنيا والآخرة ورحيمهما. أنت ترحمنى فارحمنى رحمة تغنينى بها عمّن سواك.»[٤]
[١] . مجمع البيان، ج ١، ص ٥٤.
[٢] . بنگريد به: ابو الفتوح، ج ١، ص ٦٠.
[٣] .«[ خداوند] رحمان دنيا و آخرت و رحيم آن دو است.»
[٤] . المصنّف، ج ٧، ص ١٤١؛ الدرّ، ج ١، ص ٢٤؛ بزّار، ج ١، ص ١٣١؛ حاكم، ج ١، ص ٥١٥ و ٥١٦، وى آن را صحيح دانسته است. بيهقى در الدلائل( ج ٦، ص ١٧١) از عايشه از پدرش از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مانند آن را روايت كرده است. در صحيفه سجاديه( ص ٣٠٨)، امام على بن الحسين عليه السلام چنين مىگويد:« يا فارج الهمّ و كاشف الغمّ يا رحمان الدنيا والآخرة ورحيمهما صلّ على محمد وآل محمد ...»