تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٥ - جايگاه حديث در تفسير
ندارد؛ چنان كه در اين گونه موارد، عملى نيز وجود ندارد كه تعبد در آن ممكن باشد. تفسير نيز همچون اصول معارف است؛ چه، مطلوب در تفسير، علم مبتنى بر فهم قطعى است، نه گمان و احتمال.
شيخ مفيد اين نكته را در چند جاى كتابش، تصحيح الاعتقادات، در ردّ شيوه ابو جعفر، ابن بابويه صدوق آورده است؛ چه، شيخ صدوق بيشتر معارف را براساس اخبار واحدى استوار ساخته است كه نه موجب علم هستند و نه عمل[١]؛ در حالى كه اين گونه موارد نيازمند علم است و خبر واحد علم آور نيست. اعتبار خبر واحد هم تعبدى است و در مسائل غير عملى- كه از جمله ابواب تكاليف نباشد- تعبد راه ندارد.
ليك شيخ مفيد قدس سره اعتماد صدوق بر روايات را بدون ارزيابى و جداسازى صحيح و باطلِ آن، ردّ كرده است؛ نه مطلق عمل به خبر واحدى را كه ارزشمند باشد. او در مسأله اراده و مشيت، پس از ياد كرد سخن صدوق، مىگويد: «سخن شيخ ابو جعفر رحمه الله در اين باب، حاصلى ندارد و گفتههايش دچار اختلاف و تناقض مىباشد؛ چرا كه به ظواهر احاديث متعارض عمل كرده و آنها را بررسى نكرده است تا سره از ناسره را جدا سازد و به مواردى كه حجت است، عمل كند. هر كس در ديدگاه خود بر سخنان متعارض تكيه كند و پيرو راويان باشد، سخنانش اين گونه، سست است.»[٢]
وى در مسأله قضا و قدر، پس از اشاره به سخن صدوق مبنى بر نهى از كند و كاو در اين مسأله، مىگويد: «ابو جعفر در اين باب بر احاديث شاذى اعتماد كرده است كه بر فرض صحت و ثبوت اسناد آن، توجيههايى دارد كه دانشمندان بدان آشنايند.
او در اين باره سخن نتيجه بخشى نگفته و از آنجا كه مفهوم قضا را نشناخته است،
[١] . بنگريد به سخن او درباره حديث نزول يك پارچه قرآن به بيت معمور.( مصنفات شيخ مفيد، ج ٥، ص ١٢٣).
[٢] . مصنفات شيخ مفيد، ج ٥، ص ٤٩.