تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٥ - روايات پيرامون خواص قرآن
پيش از رسيدن به زمين، جمع شود، سپس در ظرفى تميز قرار گيرد و هفتاد بار حمد بر آن قرائت گردد، آن گاه يك پياله از آن، صبح و يك پياله، شب نوشيده شود.
سوگند به كسى كه مرا به حق مبعوث كرد، همانا خداوند آن درد را از بدن و استخوان و سر و رگهايش برطرف خواهد ساخت."»[١]
اين حديث عجيب است و با قوانين طبيعت- كه سنتهاى خدا در آفرينش و تدبير است- نمىسازد.
[م/ ١٦٩] از ابن عباس روايت شده است: «رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به ما آموخت كه براى همه دردها چنين بگوييم:" باسم اللَّه الكبير، أعوذ باللَّه العظيم من شرّ عرق نعّار و من حرّ النار".»[٢]
[م/ ١٧٠] در كتاب اختصاص آمده است كه ابن وشّاء مبتلا به تبى گرديد كه به صورت متناوب، هر چهار روز وى را مىگرفت. امام رضا عليه السلام قلم و كاغذى طلبيد و پس از بسمله نوشت: «أبجد، هوّز، حطّى، از فلان بن فلان بن فلانه.» آن گاه حضرت نخى خواست و وسط آن را محكم بست و طرف راست آن را چهار گره و طرف چپ را سه گره زد و بر هر گره، حمد و معوّذتين و آية الكرسى را خواند، سپس آن را بر بازوى راست او بست.[٣]
بى ترديد، اين حديث ساخته و پرداخته يكى از اصحاب تعويذ است كه آن را بر طبق حرفه پست خود، جعل كرده است و ساحت امام همام از آن به دور مىباشد.
[١] . مكارم الاخلاق، ص ٣٨٧، وى اين جمله را در آن افزوده است:« هر كدام از سوره توحيد و معوّذتين را هفتاد بار بخواند.»؛ بحار الانوار، ج ٩٢، ص ١٥.
[٢] . بحار الانوار، ج ٩٢، ص ١٧ و ٧٣؛ طب الائمه، ص ٣٧. مجلسى اين روايات را در بحار الانوار، صرفاً نقل كرده است؛ بى آن كه بدان معتقد باشد. مسئوليت چنين رواياتى، بر عهده كسانى است كه از آنان نقل شده است؛ بايد تدبر كرد.
[٣] . اختصاص، ص ١٨ و ١٩؛ بحار الانوار، ج ٩٢، ص ٢١.