تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١٠ - دروغ پردازان بر ائمه
و نماز بى نياز مىكند. نيز مدعى بودند كه وى براى آنان از پدرش از جدّش حديث كرده و از پيش از قيامت، با آنان سخن گفته است؛ و اين كه على عليه السلام در بين ابرها همراه باد پرواز مىكند؛ و او پس از مرگ سخن مىگفت و بر مغتسل حركت مىكرد؛ و اين كه إله آسمان [همان خداست] و إله زمين، امام است. اين گونه براى خدا شريكى قرار دادند؛ جاهلان گمراه."
سپس شريك گفت:" به خدا سوگند، جعفر هيچ كدام از اين مطالب را هرگز نگفته است. جعفر با تقواتر و پرهيزگارتر از آن است، ولى مردم اين سخنان را شنيدند و او را تضعيف كردند؛ در حالى كه اگر او را مىديدى، مىفهميدى كه او با ديگران تفاوتى ندارد."»[١]
مغيرة بن سعيد بَجَلى- كه در گذشته، از وى ياد شد- ابو عبداللَّه كوفى كذّاب است كه احاديث غلوآميز در شأن امامان اهل بيت عليهم السلام مىساخت. ائمه از وى بيزارى جستند و خداوند او را به حال خود واگذاشت.
[م/ ١١٧] ابو عمرو، محمد بن عمر بن عبد العزيز كشّى در شرح حال او، با سند خود به امام ابو الحسن رضا عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «مغيرة بن سعيد به ابو جعفر باقر عليه السلام دروغ مىبست، پس خداوند حرارت آهن را به وى چشاند.»
[م/ ١١٨] نيز با اسناد به امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه حضرت فرمود:
«خداوند مغيرة بن سعيد را لعنت كند؛ او بر پدرم (امام باقر عليه السلام) دروغ مىبست، پس خداوند حرارت آهن را به وى چشاند.» سپس فرمود: «خداوند لعنت كند كسى را كه درباره ما چيزى مىگويد كه ما آن را درباره خود نمىگوييم و خداوند لعنت كند كسى كه ما را از مقام بندگى خدايى كه ما را آفريده و بازگشت و معاد ما به سوى او و سرنوشت ما به دست اوست، دور مىنماياند.»
[م/ ١١٩] همچنين با سند خود به محمد بن عيسى بن عبيد روايت كرده است كه وى گفت: «در حضور من، يكى از اصحاب ما از يونس بن عبد الرحمان پرسيد:
[١] . رجال كشّى، ج ٢، ص ٦١٦ و ٦١٧.