تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٧٧ - حروف مقطعه در روايات
ظهر و عصر آهسته قرائت مىكرد و در ديگر نمازها، بلند. مشركان حضرت را در تنگنا قرار داده، او را آزار مىدادند. در اين هنگام، خداى تعالى حروف مقطعه را نازل كرد. مشركان با شنيدن اين حروف، در حيرت و انديشه فرو رفتند و به آن سرگرم شده، از آزار دادن حضرت و به اشتباه انداختن او باز ماندند. اين مسأله سبب گوش دادن و راهى براى بهرهمند شدن آنان گرديد.»
اخفش گويد: «سبب سوگند خداوند به حروف الفبا، اين ويژگىهاى حروف مىباشد: شرافت و فضيلت حروف الفبا؛ كتب آسمانى الهى به زبانهاى گوناگون، با اين حروف نازل شده است؛ اسماء حسنى و صفات عُلياى خداوند با حروف الفبا بيان مىشود؛ اين حروف ريشه سخنان متعارف و ذكر خدا و توحيد براى امتها مىباشد. گويا خداوند به اين حروف سوگند ياد كرده كه قرآن، كتاب و كلام اوست و ترديدى در آن وجود ندارد.»
نقيب گويد: «حروف مقطعه براى آگاه كردن و از استيناف است؛ تا معلوم گردد كه سخن نخست، پايان يافته است؛ مانند اين كه مىگويى:" ولا؛ إنّ زيدًا ذهب."»
به گفته ثعلبى، بهترين و استوارترين نظريه در اين باره آن است كه حروف مقطعه بيان گر اعجاز قرآن و راستگويى محمد صلى الله عليه و آله و سلم مىباشد؛ چرا كه هر حرف از آن، يكى از حروف بيست و هشت گانه است.[١]
عرب گاه براى بيان مجموعه يك چيز، بخشى از آن را ياد مىكند؛ مانند آيه «وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لا يَرْكَعُونَ»[٢]؛ «چون به آنان گفته شود: ركوع كنيد، به ركوع نمىروند»؛ يعنى هنگامى كه گفته مىشود: نماز بخوانيد، به جا نمىآورند. نيز مانند «وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ»[٣]؛ «سجده كن و خود را نزديك ساز» كه از نماز، به ركوع و سجده
[١] . در عبارت ياد شده، تشويشى آشكار وجود دارد. شايد اصل آن چنين بوده است:« قرآنى كه از آوردن مثل آن ناتوان هستيد، از همين حروف بيست و هشتگانهاى كه مىشناسيد، تأليف شده است.» خداوند براى بيان حروف الفبا، به آوردن نيمى از حروف الفبا- كه بخشى از حروف است- بسنده كرده است.
[٢] . مرسلات( ٧٧) ٤٨.
[٣] . علق( ٩٦) ١٩.