تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣١٩ - چگونگى عرضه بر كتاب خدا
است: «وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ»[١]؛ «شوهرانشان به باز آوردن آنان سزاوارترند.» اين آيه با حكم ثابت شده در شريعت مبنى بر اختصاص آيه به مطلّقات رجعى، تخصيص خورده است.[٢]
مخالفت با عموم من وجه نيز چنين است؛ مانند آيه «ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ»[٣]؛ «بر نيكوكاران ايرادى نيست.» رابطه اين آيه با حديث «لا ضرر ولا ضرار»[٤] عموم من وجه است؛ براى نمونه پزشكى براى درمان شخص بيمارى تلاش مىكند، ليك كوتاهى او به از بين رفتن بيمار يا وارد شدن نقصى به او مىانجامد؛ بىآنكه تعمدى داشته باشد. آيه ياد شده ضامن بودن پزشك را در برابر خسارت بيمار نفى مىكند؛ چرا كه او محسن (نيكوكار) و درصدد درمان وى بوده است.
ازطرفى حديث «لا ضرر» ضامن بودن وى را اقتضا مىكند؛ هر چند مرتكب گناهى نشده است.
در اين گونه موارد، بايد يكى از دو ظاهر را به مقتضاى قوّت دلالت يا به ديگر مرجحات، بر ديگرى ترجيح داد. در مثال ياد شده، حديث ترجيح دارد؛ به جهت روايات مستفيضى كه پزشك را ضامن مىداند؛ هر چند حاذق باشد.[٥]
مخالفت به گونه تباين نيز مصداقى ندارد؛ چرا كه جاعلان حديث مىدانستند كه اگر دروغهايشان مخالف صريح با ظاهر قرآن باشد، رواج پيدا نمىكند.
بنابراين پرسش اين است كه جايگاه عرضه احاديث بر كتاب خدا براى بازشناسى صحيح از سقيم، به ملاك موافقت يا مخالفت، كجاست؟
اين مسأله آن گونه كه پنداشته شده است، نيست؛ زيرا معقول نيست كه كسى به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم يا يكى از امامان صادق عليهم السلام دروغى صريح ببندد كه آشكارا، با قرآن يا سنت صحيح مخالف و مباين باشد؛ چرا كه در آن صورت، كار ناشايست او
[١] . بقره( ٢) ٢٢٨.
[٢] . بنگريد به: جواهر الكلام، ج ٣٢، ص ١٧٩ به بعد.
[٣] . توبه( ٩) ٩١.
[٤] . مسند احمد، ج ٥، ص ٣٢٧.
[٥] . بنگريد به: الوسائل، ج ٢٩، ص ٢٦٠.