تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٢٤ - استعاذه
مالك گويد: استعاذه نكند؛
[١/ ١٥٠] به دليل اين حديث انس[١]: «پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم، ابوبكر و عمر نماز را با" الحمد للَّه ربّ العالمين" آغاز مىكردند.»
ابن قدامه گويد: اين حديث مورد اتفاق است.[٢]
بدين جهت مالك اعتقادى به استفتاح نيز نداشت، بلكه تكبير مىگفت و قرائت مىكرد.[٣]
حديث انس بر اراده اختصار در نماز واجب حمل شده است؛ چنان كه در مورد حديث پيش گفته صدوق، ياد شد. شيخ گفته است: «مالك در نماز واجب استعاذه نمىكرد، ولى در نمازهاى ماه رمضان، هنگام قرائت، استعاذه مىكرد.»[٤]
***
ابن جزرى گويد: «مشهور بر اين باورند كه استعاذه در قرائت، در هر حال مستحب است؛ خواه در نماز باشد يا خارج از نماز. ايشان امر را در اين باب، بر استحباب حمل كردهاند. داوود بن على و اصحابش آن را واجب دانسته و امر را بر وجوب حمل كردهاند؛ چنان كه اصل نيز همين است. اين گروه نماز بى استعاذه را باطل دانستهاند. امام فخر رازى نيز به نظريه وجوب، تمايل نشان داده و آن را از عطاء بن ابى رباح حكايت كرده است. وى به ظاهر آيه- كه امر مىباشد- و به مراقبت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بر آن، استدلال كرده است. نيز بدين استدلال كه استعاذه شرّ شيطان را برطرف مىسازد و از طرفى، چيزى كه انجام دادن واجب متوقف بر آن است، واجب مىباشد.»[٥]
ظاهر امر در آيه نيز مطلق است؛ خواه در نماز و غير آن و خواه همراه با بسمله باشد يا نباشد. حديث امام موسى بن جعفر عليه السلام نيز گذشت كه حضرت استعاذه كرد
[١] . المغنى، ج ١، ص ٥١٩.
[٢] . همان، ص ٥١٥.
[٣] . همان. استفتاح: گفتنِ« سبحانك اللّهم و بحمدك ...»
[٤] . خلاف، ج ١، ص ٢٢٤ و ٢٢٥.
[٥] . النشر فى القراءات العشر، ج ١، ص ٢٥٧ و ٢٥٨. نيز بنگريد به: التفسير الكبير، ج ١، ص ٦٠.