تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٨ - شيوه بيانى قرآن
وى به تفصيل در ردّ اين سخن آنان- كه خداى تعالى پيوسته با كلامى غير از كلام ما سخن مىگويد- بحث كرده است.[١]
به هر حال، باورِ قديم بودن قرآن، به معناى ازلى بودن صفت تكلّم خداى تعالى است؛ همچون صفت قدرت و علم و حيات. نيز بر اين دلالت مىكند كه مظاهر قدرت و علم و حكمت خداى تعالى در گذر زمان، نمودهايى از آن اصل قديم مىباشد.
حال، اين باور چه ربطى با اين پندار دارد كه ساختار جمله بندى و عبارتهاى قرآن ساخته رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است؟
شيوه بيانى قرآن
شيوه بيانى قرآن، شيوه گفتارى است، نه نوشتارى. بين اين دو سبك، تفاوت بسيارى وجود دارد.
سبك نوشتارى نيازمند انسجام و تناسب بين تعابير، جملهها و چينش كلمات و نظمى آشكار در شيوه بيان است. در شيوه گفتارى بايد بر اصل موضوع بحث تمركز كرد تا ساختار سخن از موضوع خارج نگردد. نيز بايد تنها، بر قرائن متصل همراه با سخن- كه سياق كلام بر آن دلالت دارد- تكيه كرد. مهم، آن است كه روى سخن، به عموم خوانندگان باشد؛ چه افراد حاضر، چه غايب و چه كسانى كه در گذر زمان مىآيند؛ آنسان كه چهره ساختار جملهها و نوع عبارتها به شكل قضاياى حقيقى و براى هميشه در جريان باشد و هر كس را كه به وصف موضوع درآيد، شامل گردد؛ مگر آن كه نوشتار، امرى شخصى باشد؛ مانند نامههاى متداول بين مردم.
سبك گفتارى، تفاوت كلى با سبك نوشتارى دارد؛ چرا كه در اين سبك، تنها حالت مخاطبان رو در رو و حاضران در مجلس در نظر گرفته مىشود و مىتوان بر
[١] . بنگريد به: المغنى، ص ٩٥- ١١٦.