تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠٦ - روايات آهسته خواندن بسمله يا ترك آن
|
ألا ضربت تلك الفتاة هجينها |
ألا قضب" الرحمان" ربّى يمينها[١] |
|
سلامة بن جندل طهوى نيز گفته است:
|
عجلتم علينا عُجَيْلتنا عليكم |
و ما يشأ" الرحمان" يعقد و يطلق[٢]»[٣] |
|
[١/ ٣٧٦] ابو داوود نيز در مراسيل خود، از سعيد بن جبير نقل كرده است: «رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مكه، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» را بلند مىخواند؛ در حالى كه اهل مكه، مسيلمه را رحمان مىخواندند. آنان گفتند: محمد به خداى يمامه فرا مىخواند، پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمان داد آن را آهسته بخوانند و خود ايشان تا زمان رحلت، آن را بلند نخواند.»[٤]
[١/ ٣٧٧] ابن ابى شيبه از ابن عباس نقل كرده: «بلند خواندنِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» قرائت باديه نشينان است!»[٥]
[١/ ٣٧٨] ابن ابى شيبه از ابراهيم [نخعى] روايت كرده است: «اگر امام جماعت «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» را بلند بخواند، بدعت گذاشته است.»[٦]
همچنين روايت ابو جعفر نحاس در معانى القرآن و ابن جرير طبرى در تفسير، به نقل از عطاء خراسانى، سخنى غريب است. وى مىگويد كه در آغاز، «الرحمان» بود، پس چون [مسيلمه كذّاب] «الرحمان» را از نام خداى تعالى برگرفت، «الرحمان الرحيم» شد.[٧]
[١] .« هان كه آن دختر، اسب خود را- اسبى كه از طرف پدر، اصيل و از طرف مادر، غير اصيل بود- زد. هان كه خداى رحمان، پروردگار من، بركت خود را قطع كرد.»
[٢] .« شما بر ما شتافتيد؛ آن سان كه ما به سوى شما شتافتيم؛ در حالى كه آنچه را خداى رحمان بخواهد بسته مىشود يا گشايش يافته، رها مىگردد.»
[٣] . طبرى، ج ١، ص ٨٧ و ٨٨.
[٤] . الدرّ، ج ١، ص ٢٩؛ مراسيل، ص ٨٩.
[٥] . الدرّ، ج ١، ص ٢٩؛ المصنّف، ج ١، ص ٤٤٨؛ كنز العمّال، ج ٨، ص ١١٩؛ مجمع الزوائد، ج ٢، ص ١٠٨.
[٦] . الدرّ، ج ١، ص ٢٩ و ٣٠؛ المصنّف، ج ١، ص ٤٤٨.
[٧] . بنگريد به: معانى القرآن، ج ١، ص ٥٣ و ٥٤؛ طبرى، ج ١، ص ٨٧.