تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٨٠ - تفسير بسمله
وى الوهيّت به معنى ربوبيّت را ادعا مىكرد و مقصودش، مالك تصرّف در امور زيردستان بود. در جايى گفته نشده است كه وى مردم را به عبادت خود فرا مىخواند؛ چنان كه آنان وى را همچون پرستش بتها، نمىپرستيدند.
بنابراين جايى براى اين سخن باقى نمىنماند كه فرعون، عبادت مىشد و عبادت نمىكرد. نسبت دادن اين سخن به فردى مانند ابن عباس- كه عربى اصيل بود- و شاگرد باهوش او، مجاهد بن جبر، صحيح نمىنمايد.
فرعون تنها ادعاى الوهيّت مىكرد: «ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي»[١]؛ «من جز خويشتن، براى شما الهى نمىشناسم.» نيز او ادعا مىكرد كه هدايت آنان به راه راست، بر عهده اوست: «ما أُرِيكُمْ إِلَّا ما أَرى وَ ما أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشادِ»[٢]؛ «جز آنچه مىبينم، به شما نمىنمايم و شما را جز به راه راست راهبر نيستم.» آرى، او قوم خود را سبك و خوار شمرد و آنان اطاعتش كردند،[٣] اما نه در قرآن و نه در كتابى ديگر، يادى از عبادت و عبوديّت، به معناى خاص آن، نشده است.
***
«الرَّحْمنِ» و «الرَّحِيمِ» دو صفت از صفات بارز خداى تعالى است. «رحمان» مظهر رحمت گسترده اوست: «فَقُلْ رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ»[٤]؛ «بگو: پروردگار شما داراى رحمتى گسترده است.» «وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ»[٥]؛ «رحمتم همه چيز را فرا گرفته است.»
«رحيم» نيز دليل بر عنايت ويژه او به بندگان مؤمن خود مىباشد: «فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ»[٦]؛ «به زودى آن را براى كسانى كه پرهيزگارى مىكنند، مقرر مىدارم.» «وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً»[٧]؛ «نسبت به مؤمنان همواره رحيم است.»
واژه «رحمان»، بر وزن فَعْلان، بر مبالغه در گستردگى رحمت خداى تعالى
[١] . قصص( ٢٨) ٣٨.
[٢] . مؤمن( ٤٠) ٢٩.
[٣] . بنگريد به: زخرف( ٤٣) ٥٤.
[٤] . انعام( ٦) ١٤٧.
[٥] . اعراف( ٧) ١٥٦.
[٦] . اعراف( ٧) ١٥٦.
[٧] . احزاب( ٣٣) ٤٣.