تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٢٤ - چگونگى عرضه بر كتاب خدا
پس آنچه را موافق با كتاب خداست، برگيريد و آنچه را مخالف كتاب خداست، وانهيد.»[١]
اين حديث بدين معناست كه هر كس قرآن را بشناسد، صحت و سقم همه امور را باز خواهد شناخت و به آسانى و سهولت و با بصيرت و نورى كه خداوند به او ارزانى داشته است، مىتواند حق را از باطل جدا سازد.
[م/ ٢٦] امام صادق عليه السلام فرمود: «حديثى كه به نام ما به شما برسد و كتاب خدا آن را تصديق نكند، باطل است.»[٢]
[م/ ٢٧] نيز حضرت فرمود: «تنها سخنى را به نام ما بپذيريد كه موافق با كتاب خدا و سنت پيامبرش صلى الله عليه و آله و سلم باشد.»[٣]
صريحتر از همه روايات، روايتى است كه:
[م/ ٢٨] حسن بن جهم، مردى ثقه و مورد اعتماد، از عبد صالح امام موسى بن جعفر كاظم عليه السلام نقل كرده است كه حضرت فرمود: «هرگاه دو حديث مختلف به تو رسيد، آنها را با كتاب خدا و احاديث ما بسنج؛ اگر شبيه آنها بود، حق است؛ وگرنه باطل مىباشد.»[٤]
مقصود حضرت از مشابهت، سنخيت و سازگارى و هماهنگى است و اين، منحصر به موافقت لفظى نيست، بلكه معيار، موافقت با روح و مفهوم كلى سخن است؛ چنان كه دانستى.
بنابراين منظور از موافقت، موافقت ذاتى بين مضمون حديث و اصول اسلامى برآمده از كتاب و سنت است. به همين جهت است كه روايات جبر و تفويض را مردود مىدانيم؛ چرا كه با قاعده «امر بين امرين» كه از كتاب و سنت استفاده مىشود، مخالفت دارد.
[١] . الجامع، ج ١، ص ٣١١ و ٣١٢( به نقل از كافى، ج ١، ص ٦٩ و امالى صدوق، ص ٤٤٩).
[٢] . الجامع، ج ١، ص ٣١٣؛ عياشى، ج ١ ص ٢٠.
[٣] . الجامع، ج ١، ص ٣٠١٤؛ عياشى، ج ١، ص ٢٠.
[٤] . الجامع، ج ١، ص ٣١٤.