تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٢١ - چگونگى عرضه بر كتاب خدا
آرى، محكمات و متشابهاتى وجود دارد و هر كس محكمات را بشناسد، متشابهات بر وى مشتبه نمىگردد و هر كس حقيقت را از نهاد دين لمس كند، ردّ مطالب باطل براى او آسان مىشود.
«بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ»[١]؛ «بلكه حق را بر باطل فرو مىافكنيم، پس آن را درهم مىشكند و به ناگاه، آن نابود مىگردد.»
«كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ»[٢]؛ «خداوند حق و باطل را چنين مَثَل مىزند.
اما كف، بيرون افتاده، از ميان مىرود، ولى آنچه به مردم سود مىرساند، در زمين مىماند. خداوند مَثَلها را چنين مىزند.»
[م/ ١٨] حديث معلّى از امام صادق عليه السلام در همين باب است كه حضرت مىفرمايد:
«براى هر مسأله اختلافى بين دو نفر، اصلى در كتاب خدا وجود دارد، ليك عقل مردمان بدان نمىرسد.»[٣]
يعنى ارزيابى (جداسازى سره از ناسره) هر مسأله مرتبط با امور امت، در پرتو محكمات قرآن امكانپذير است؛ امرى كه ويژه راسخان در علم و هوشمندان و زيركان مىباشد، بدين جهت حضرت فرمود: «ليك عقل مردمان بدان نرسد»؛ منظور، ساير مردم و توده ناآگاه آنان است.
[م/ ١٩] همچنين در حديث ابن ابى يعفور از امام صادق عليه السلام چنين آمده است:
«هرگاه حديثى به شما رسيد و براى آن، شاهدى از كتاب خدا يا سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم يافتيد [آن را بپذيريد]؛ وگرنه آورندهاش به آن سزاوارتر است.»[٤]
يعنى شاهدى براى آن بيايد كه گواه صدقش باشد. كسانى متوجه اين نكته هستند كه با مواضع كتاب خدا و سنت پيامبر او، آشنايى كامل و فراگير دارند.
[م/ ٢٠] در حديث هشام از امام صادق عليه السلام چنين آمده است: «تنها حديثى را از
[١] . انبياء( ٢١) ١٨.
[٢] . رعد( ١٣) ١٧.
[٣] . كافى، ج ١، ص ٦٠.
[٤] . همان، ص ٦٩.