تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٣٤ - روايات پيرامون خواص قرآن
خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىبرم. وى گفت:" من نيازمندم و خانواده دارم و نياز من شديد است." او را رها كردم. صبحگاهان، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از من پرسيد:" شب گذشته اسير تو چه كرد؟" گفتم: شكايت از نيازى شديد داشت و من به وى ترحم كردم. حضرت فرمود:" بدان كه او به تو دروغ گفته است و باز خواهد گشت." در كمينش نشستم و او مانند شب گذشته آمد؛ ليك باز هم از نيازمندىاش شكايت كرد و من نيز وى را رها كردم.
صبحگاهان، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به من فرمود:" او باز خواهد گشت." من براى بار سوم در كمين او نشستم و او را گرفتم. وى گفت:" مرا رها كن تا سخنانى به تو بياموزم كه خداوند با آن به تو سود رساند." پرسيدم: آن چيست؟ گفت:" هنگامى كه به بستر رفتى، آية الكرسى را بخوان كه در اين صورت، نگاهبانى از جانب خدا پيوسته از تو محافظت مىكند و تا صبح، شيطانى به تو نزديك نمىشود!"»
ابو هريره گويد: «او را رها كردم. صبح فردا، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از من پرسيد:
" اسير تو شب گذشته چه كرد؟" گفتم: گمان كرد سخنانى به من آموخته كه خداوند با آن به من سود مىرساند؛ من نيز وى را رها كردم.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرسيد:" آن چيست؟" گفتم: وى به من گفت:" هنگامى كه به بستر رفتى، آية الكرسى را بخوان تا نگهبانى الهى پيوسته از تو محافظت كند و تا صبح، شيطانى به تو نزديك نگردد"؛ در حالى كه آنان (صحابه)[١] نسبت به كار نيك، بسيار حريص بودند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:" بدان كه او به تو راست گفته؛ هرچند بسيار دروغگوست."[٢] سپس فرمود:" آيا مىدانى در اين سه شب، با چه كسى سخن
[١] . اين جمله، نوعى« التفات» مىباشد؛ يعنى« ما اصحاب چنين بوديم.» بنگريد به: فتح البارى، ج ٤، ص ٣٩٧.
[٢] . ابن حجر گويد: اين سخن، گونهاى« تتميم بليغ» است؛ زيرا نخست با راستگو خواندنِ وى، او را ممدوحمىنمايد، سپس با صيغه مبالغه، صداقت وى را نفى مىكند. سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بدين معناست كه در اين سخن، به تو راست گفت؛ هرچند به پيوسته دروغ گفتن، عادت كرده است؛ مانند آن كه مى گويند: فرد بسيار دروغگو، گاه راست مىگويد.( فتح البارى، ج ٩، ص ٥١).