تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٩ - تحريف ناپذيرى قرآن
بنابراين ابو موسى دچار توهم شده و بين حديث قدسى و قرآن درآميخته است.
روايات ديگرى نيز نقل شده است كه پندار افتادگى از قرآن را به برخى از پيشينيان نسبت مىدهد؛ كه شايد از اشتباه راويان باشد، ليك فاجعه، ثبت اين منقولات در جوامع حديثى بزرگ و مهم است؛ مسألهاى كه افرادى همچون ابن خطيب (محمد محمد عبد اللطيف، از نويسندگان معاصر مصرى) را فريفته و درنتيجه، كتابش، الفرقان، را با قصههايى آراسته كه بيشتر شبيه به افسانههايى است كه عقلهاى ضعيف حكايت مىكند.
اين كتاب در زمان ما منتشر گرديد و تجديد چاپهاى آن در مصر و لبنان، تراژدى بزرگى بود كه سر و صدايى شديد در سراسر دنياى اسلام برانگيخت. پس از نخستين انتشار كتاب ياد شده، چاپخانهدارها و منعفت طلبها، با بىتوجهى، چندين بار آن را تجديد چاپ كردند.
از مطالب عجيب اين كتاب، پندار مؤلف درباره ستمگر معروف، حجاج بن يوسف ثقفى است. مؤلف پنداشته كه وى دوازده جاى قرآن را تغيير داده و نگارش نخستين آن را به گونهاى متفاوت با نگارش رايج بين مسلمانان در زمان عثمان، تغيير داده است.
وى گويد: حجاج دوازده جاى قرآن را تغيير داد:
١. «لم يتسنّ» را به «لم يتسنه»[١] تغيير داد؛
٢. «شريعةً و منهاجًا» را به «شرعة و منهاجا»[٢]؛
٣. «هو الّذى ينشركم» را به «يسيركم»[٣]؛
٤. «أنا آتيكم بتأويله» را به «أنا أنبئكم بتأويله»[٤]؛
[١] . بقره( ٢) ٢٥٩.
[٢] . مائده( ٥) ٤٨.
[٣] . يونس( ١٠) ٢٢.
[٤] . يوسف( ١٢) ٤٥.