تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٧ - سياق در قرآن
نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ»[١]؛ «و چون كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند و او [نيز] آنان را دچار خودفراموشى كرد.» [با مراجعه به اين آيه، مراد از حايل شدن خداوند مشخص مىشود؛] چرا كه بر اساس اين آيه، جدايى افكندن- كه بدان تهديد شدهاند- همان خودفراموشى بر اثر پندناپذيرى از اندرزهاى خداوند عزيز حكيم است.
پوشيده نيست كه سياق خود آيه نيز با اين معنا سازگارتر است؛ زيرا چنان كه اشاره شد، سياق آيه، سياق تهديد مىباشد. در كتاب خود، التمهيد فى علوم القرآن، درباره اين آيه به تفصيل سخن گفتهايم.[٢]
نمونههاى اين نوع سياق، بسيار است و استاد علامه طباطبايى در تفسير، همين شيوه را پيموده است.
خداوند متعال مىفرمايد: «أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ»[٣]؛ «آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختيم و هر چيز زنده را از آب پديد آورديم؟»
چند ديدگاه درباره اين به هم پيوستگى و جدايى وجود دارد.
نخست آن كه:
[م/ ٧٤] آن دو به هم پيوسته بودند و خداوند آنها را با هوا، از يك ديگر جدا كرد. اين سخن به ابن عباس، ضحاك، قتاده و حسن نسبت داده شده است.
دوم اين كه:
[م/ ٧٥] آسمان يك طبقه به هم پيوسته بود و خدا آن را از هم شكافت و به صورت هفت آسمان قرار داد. زمين نيز يك طبقه داشت و خداوند آن را هفت زمين
[١] . حشر( ٥٩) ١٩.
[٢] . بنگريد به: التمهيد فى علوم القرآن، ج ٣، ص ٢١١- ٢٢٦.
[٣] . انبياء( ٢١) ٣٠.