تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٧ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٢٠ تا ٢٩
مالهاى ايشان را قسمت كردند سوار دو سهم و پياده را يك سهم و خمس بر مستحقان آن قسمت كردند و پيغمبر (ص) زنان و فرزندان ايشان را نزد سعد زيد بنجد فرستاد تا بفروختند و بهاى آن را اسب و سلاح بخريدند و نزد رسول (ص) آوردند چون كار بنى قريظه با تمام پيوست سعد معاذ را وفات رسيد رسول (ص) با صحابه بر وى بگريستند از جابر ابن عبد اللَّه مرويست كه جبرئيل نزد پيغمبر (ص) آمد و گفت
من هذا العبد الصالح الذى مات فتحت له ابواب السماء و تحرك له العرش
چه كس است اينمرد صالح كه مرده درهاى آسمان براى او گشاده شده و عرش براى او بحركت در آمده رسول (ص) چون تفحص كرد سعد معاذ بجوار ايزدى رسيده بود و فتح بنى قريظه در آخر ذى القعده بود سنه خمس من الهجرة و حق سبحانه بر سبيل تعداد نعمت و امتنان سيد عالميان (ص) را از اين فتح خبر ميدهد كه وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ و فرود آورد خداى تعالى آنان را كه ظاهَرُوهُمْ يارى دادهاند احزاب را و هم پشت ايشان گشتند مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ از اهل تورية يعنى يهود بنى قريظه را كه عهد پيغمبر (ص) شكسته مدد كفار نمودند فرود آورد مِنْ صَياصِيهِمْ از قلعههاى ايشان و اين جمع صيصيه است كه بمعنى ما يحصن به است و لهذا يقال لقرن الثور و الظبى و شوكة الديك وَ قَذَفَ و افكند فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ در دلهاى ايشان ترس از پيغمبر (ص) و لشگريان او فَرِيقاً تَقْتُلُونَ گروهى را مىكشتند يعنى مردان ايشان وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً و اسير مىكردند گروهى يعنى زنان و فرزندان ايشان وَ أَوْرَثَكُمْ و ميراث داد خداى تعالى شما را أَرْضَهُمْ زمين ايشان را يعنى مزارع و حدايق وَ دِيارَهُمْ و سراهاى ايشان يعنى حصون و قلاع وَ أَمْوالَهُمْ و مالهاى ايشان از نقود و امتعه و مواشى وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها و زمينى كه كام نه نهادهايد آن را و نرفتهايد بجانب آن يا مالك آن نبودهايد مراد خيبر است يا مكه و يا فارس و روم و يا زمينى كه بخيل و ركاب آن را نگرفتهايد و عكرمه گفته كه هر زمينى كه بحوزه اهل اسلام در آيد تا قيامت در اين داخلست وَ كانَ اللَّهُ و هست خداى تعالى عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً بر همه چيزها توانا پس قادر باشد بر فتح بلاد و تسخير آن براى ملازمان سيد عباد (ص) و اصحاب تفسير و ارباب سير گفتهاند كه در سال تاسع از هجرت حضرت رسالت (ص) از زوجات طاهرات هجرت نموده ايلا فرمود يعنى سوگند خورد كه يك ماه با ايشان مخالطه نكند و سبب آن بود كه از روى نفقه و كسوه زياده از مقدور مىطلبيدند و چيزهاى ديگر زياده از آن حضرت طمع ميكردند كه در تصرف آن حضرت نبود ام سلمه از او برده خواست