تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٤ - سوره القصص(٢٨) آيات ٦٠ تا ٦٩
بگذرند و يا باقى نماند آن كسى كه ساكن آن شود مگر زمان اندك بجهت شامت معاصى ايشان وَ كُنَّا نَحْنُ و هستيم ما الْوارِثِينَ ميراث گيرندگان آن مساكن بعد از اهالى آن يعنى هيچكس نماند از ايشان كه متصرف شود در ديار ايشان و ساير متصرفات ايشان غير از ما چه مائيم كه متصف بصفت بقائيم بعد از فناى همه نصب معيشتها بنزع خافض است اى فى معيشتها و يا بر ظرفيت است بنفسها كقولك زيد ظنى مقيم و يا بتقدير حذف زمان كه مضاف باشد بآن اى (بطرت ايام معيشتها) و يا مفعول است بتضمين بطرت بمعنى كفرت وَ ما كانَ رَبُّكَ و نيست پروردگار تو مُهْلِكَ الْقُرى هلاك كننده اهالى ديهها يعنى عادت اللَّه جاريست بر آنكه در هيچوقت هلاك نكند اهل قرى را حَتَّى يَبْعَثَ تا آنكه بر انگيزد فِي أُمِّها در معظم آن ديار و اصل آن بلاد يعنى در ميان اهل سواد اعظم كه مردمان آن زيركتر و با فهمترند رَسُولًا فرستاده را كه بحكم او سبحانه يَتْلُوا عَلَيْهِمْ خواند بر ايشان آياتِنا آيتهاى ما را براى الزام حجت و قطع معذرت و يا نيست در حكم خدا و سابق قضاى او آنكه هلاك كند مردمان را در زمين تا آنكه برانگيزد در ام القرى كه مكه معظمه است رسولى را كه محمد (ص) خاتم الانبيا است وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى و نيستيم ما هلاك كننده يعنى خراب سازنده ديهها بعقوبت إِلَّا وَ أَهْلُها مگر در حالتى كه اهالى آن ظالِمُونَ ستمكاران باشند بر نفس خود به تكذيب رسل و انكار حق و فرط عتو و طغيان و عصيان آيه دليلست بر تنزيه حقتعالى از ظلم چه مضمون آيه آنست كه او سبحانه ظلمه را هلاك نكند مگر كه حجت بر ايشان لازم گرداند بفرستادن رسولان
و چون منشا استكبار و عناد عباد اغترار است بنعم فانيه و قصر نظر بر آن از اينجهة ذم آن ميكند بقوله وَ ما أُوتِيتُمْ و آنچه داده شدهايد شما مِنْ شَيْءٍ از چيزى يعنى از اسباب دنيوى فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا پس آن متاع بر خورداريست از زندگانى اين جهان وَ زِينَتُها و آرايش اين سرا كه در مدت حيات بىاعتبار بدان مباهات و افتخار ميكنيد و متمتع و متزين ميشويد وَ ما عِنْدَ اللَّهِ و آنچه نزديك خداى است از ثواب آن جهانى و نعمتهاى جاودانى خَيْرٌ بهتر است فى نفس الامر از اين چه لذت آن بجهة كامله است و خالص از كدورت محنت و مشقت وَ أَبْقى و پايندهتر بجهت آنكه ابديست أَ فَلا تَعْقِلُونَ آيا در نمييابيد و فهم نميكنيد كه بدل ميكنيد باقى را بفانى و مرغوب را بمعيوب از مجاهد