تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨١ - سوره القصص(٢٨) آيات ٤٠ تا ٤٩
استحقاق و تعظيم و ترفع نمودند در آن بباطل و عدم قبول حق كه آن اتباع موسى عليه السّلام بود وَ ظَنُّوا و گمان بردند أَنَّهُمْ آنكه ايشان إِلَيْنا بسوى مكافات و مجازات ما لا يُرْجَعُونَ باز گرديده نخواهند شد يعنى منكر بعث و نشور شدند و شك كردند در آن
فَأَخَذْناهُ پس گرفتيم او را وَ جُنُودَهُ و سپاه او را فَنَبَذْناهُمْ پس در افكنديم ايشان را فِي الْيَمِ در درياى نيل يا طبريه كه بحريست در راه مصر و قتاده گويد كه نام آن اسافست تا همه در آن غرق شدند هم چنان كه بيان آن بر وجه مشروح مذكور شد در مواضع متعدده اينكلام متضمن فخامت و تنظيم شان اخذ است و استحقار ماخوذين كانه او سبحانه اخذ همه ايشان نموده در كف خود با وجود كثرت ايشان و طرح ايشان نموده در دريا مانند كسى كه قبضه از سنگ ريزها در كف گيرد و نظير اينست كريمه وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ و اين قبيل تصويرات و تمثيلات است مر اقتدار او سبحانه را و اظهار اينكه جميع مقدرات با آنكه عظيم و جليل باشد مستصغر است در جنب قدرت او فَانْظُرْ پس بنگر اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله كَيْفَ كانَ كه چگونه بود عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ سرانجام ستمكاران و از حد در گذشتگان يعنى مشركان پس قوم خود را از مثل اين وقايع بترسان و مراد بنظر ديده بصيرت است يعنى بديده دل تفكر نما و تدبر نما كه ايشان را از ديار خود اخراج كرديم و در دريا غرق ساختيم وَ جَعَلْناهُمْ و گردانيديم ايشان را در اين جهان أَئِمَّةً پيشوايان ضلالت جعل بمعنى تسميه است كقوله وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ اى صموا يعنى نام نهاديم ايشان را قدوه اهل ضلال و يا بمعنى حكم يعنى حكم كرديم كه ايشان ائمه ضلالند و يا بمعنى دعا يعنى خوانديم ايشان را بالسنه انبيا پيشوايان گمراهان و يا بمعنى اظهار حال يعنى ظاهر ساختيم حال ايشان را بر لسان انبيا تا آنكه شناختند كه ايشان ائمه اهل ضلالند و يا بجهة عناد و جود منع الطاف نموديم از ايشان و ايشان را در وادى خذلان فرو گذاشتيم تا اهل ضلال بايشان گرويده آنها را ائمه و مقتدايان خود گردانيدهاند و نميتواند بود كه جعل بر معنى حقيقى خود باشد زيرا كه مستلزم اينست كه حقتعالى ايشان را تعيين و مقدر نموده باشد كه داعى مردمان باشند بنار هم چنان كه انبيا را تعيين كرده تا داعى ايشان باشند بجنة و اين قادح عدالت او است و موجب اغراى مردمان بر معصيت (تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا) پس آن مؤل خواهد بود بيكى از وجوه مذكوره حاصل كه ايشان پيشوايان گمراهانند كه با ضلال و اغوا يَدْعُونَ