تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٩ - سوره القصص(٢٨) آيات ٣٠ تا ٣٩
موازنه كند و صحيح آن را از فساد امتياز نمايد و بعد از آن فرمود كه وَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ و دانا است پروردگار من بكسى كه باشد مر او را سرانجام پسنديده و در اين سراى دنيا يعنى ختم با ايمان و يا در آخرت باشد يعنى نجات از نيران و دخول در جنان و يا مراد بدار دنيا است كه عاقبت اصليه آن جنت است چه خلق دنيا بجهة آنست كه تا مجاز آخرت باشد يعنى محل گذشتن بآخرت و مقصود بالذات از هر دو ثوابست و عقاب بالعرض اينكلام مثل آنست كه شخصى بر سبيل مظاهره گويد كه اللَّه اعلم بالمحق منا و المبطل و حجتى ظاهره إِنَّهُ بتحقيق كه شان و كار آنست كه به هيچ وجه لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ فيروز نشوند ستم كاران و از حق بباطل ميل كنندگان بهدى و حسن عاقبة در دنيا و عقبى يعنى كسانى كه نميگروند بوحدانية پروردگار خود و نافرمانى او ميكنند هرگز بشرف خير دارين فايز نشوند وَ قالَ فِرْعَوْنُ و گفت فرعون يا أَيُّهَا الْمَلَأُ اى گروه اشراف و اكابر ما عَلِمْتُ ندانستهام من لَكُمْ مر شما را مِنْ إِلهٍ هيچ خدايى كه او را پرستند و تعظيم كنند غَيْرِي جز من فرعون نفى علم خود كرد بالهى كه غير او باشد نه نفى وجود او زيرا كه چيزى كه مقتضى جزم بعدم او باشد نداشت و لهذا امر كرد ببناء صرح تا بر آن صعود نموده بر حال او مطلع شود پس حاصل معنى آنست كه من علم ندارم بخداى ديگر كه غير از من باشد و موسى ميگويد كه خداى ديگر هست كه آفريدگار آسمان است فَأَوْقِدْ لِي پس بر فروز آتشى را از براى من يا هامانُ عَلَى الطِّينِ اى هامان بر گل تا پخته شود و در بنا او را استحكامى بود آوردهاند كه اول كسى كه بخشت پختن امر نمود فرعون بود و لهذا در موضع اطبخ لى الاجر امر كرد وزير خود را بايقاد نار بر طين كه متضمن تعليم صنعة است يا آن چيزى كه در او است از تعظيم و تجبر كه آن ندا كردن او بود وى را باسم او بكلمه يا در وسط كلام و بعد از آن گفت فَاجْعَلْ لِي پس بنا كن براى من صَرْحاً كوشكى بلند كه مر او را نردبان باشد تا بر سطح آن روم لَعَلِّي أَطَّلِعُ شايد ديدهور شوم إِلى إِلهِ مُوسى بسوى خداى موسى يعنى بر او مطلع گردم و از او معلوم نمايم كه موسى از دعوى نبوت و ادعاء اله غير من صادقست يا كاذب وَ إِنِّي و بدرستى كه من لَأَظُنُّهُ گمان ميبرم موسى را مِنَ الْكاذِبِينَ از دروغ گويان فرعون تصور كرده بود كه حقتعالى جسم و جسمانيت و بر آسمان مكانى دارد و ترقى بسوى او ممكنست و بدين معنى دانا نشده بود شعر كه مكان آفرين مكان چكند