تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٣ - سوره القصص(٢٨) آيات ٣٠ تا ٣٩
را وضع حمل رسيد و رمه از برف و باد و دمه متفرق شدند و از مقدحة آتش نميجست در كار خود حيران فرو مانده و نتوانست كه چكند و بكدام طرف روانه شود كه ناگاه آنَسَ بديد مِنْ جانِبِ الطُّورِ از طرف كوه طور ناراً آتشى را قالَ لِأَهْلِهِ گفت مر كسان خود را كه امْكُثُوا درنگ كنيد در همين مكان إِنِّي بدرستى كه من آنَسْتُ ناراً ديدم آتش را لَعَلِّي آتِيكُمْ شايد كه بياورم از براى شما مِنْها بِخَبَرٍ از آن آتش خبرى يعنى از نزد كسانى كه بر سر آتش باشند خبرى تحقيق كنم كه راه از كدام طرفست أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ يا بيارم پاره از آن آتش لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ شايد شما گرم شويد از جذوه كه آن چوب سطبر است خواه بر سر آن آتش باشد يا نه و لهذا تبيين آن نموده بقوله من النار يعنى چوبى قوى را از آن آتش روشن كنم و ببارم تا بآن گرم شويد
فَلَمَّا أَتاها پس چون بيامد بدان آتش نُودِيَ ندا كرده شده يعنى ندا بموسى رسيد مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ از كناره رودخانه كه از جانب راست موسى بود فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ در جايى بركت داده شده اين متعلقست بشاطى يعنى ان شاطى در موضع با يمن و بركت بود يا آنكه صله نودى است يعنى ندا كرده شد در بقعه مباركه و با بركت مِنَ الشَّجَرَةِ بدل اشتمال شاطيست زيرا كه آن شجره ثابت بود بر شاطى يعنى ندا دادند موسى را از درخت ثمره يا عوسج يا عناب أَنْ يا مُوسى ان تفسيريه است يعنى ندا اين بود كه اى موسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ بدرستى كه منم خداى كه رَبُّ الْعالَمِينَ پروردگار عالميانم تكرار ضمير جهت تاكيد و مبالغه است و اين كلام اگر چه مخالف آن چيزيست كه در طه و نمل است اما طبق آنست در مقصود و همين بقعه مباركه است كه حقتعالى بموسى امر فرمود كه فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً و بركت آن از حيثيت آنست كه معدن وحى است و رسالة و كلام و يا بجهت كثرت اشجار و ثمار و خير و نعم و اول اصحست و استماع موسى ندا و كلام را از شجره به اين وجه بود كه حقتعالى ايجاد كلام نمود در آن و آن را محل كلام گردانيد چه كلام عرض است و هر عرضى محتاجست بمحلى و استماع كلام بدون واسطه ملك اعلا منازل انبيا است و ذكر رب العالمين جهت اشعار است بر رفع توهم حلول او سبحانه در محل چه مالك و خالق همه ممكنات مبرا و مقدس است از آنكه در جايى حلول نمايد زيرا كه نه عرض است و نه جسم آوردهاند كه موسى بعد از استماع اين كلام در درخت نگاه كرد آتشى سفيد بيدود ديد و بدل خود فرو نگريست شعله آتش شوق لقاى معبود مشاهده فرمود