تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٢ - سوره القصص(٢٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
هر بچه كه امسال از گوسفندان ابلق بوجود آمد يعنى سيه سفيد بتو عطا كردم حقتعالى وحى كرد بموسى در خواب كه اين عصا بر آن آبى زن كه گوسفندان از آن ميخورند موسى عصا بر آب زد و گوسفندان از آن آب بخوردند آن سال نتايجى كه از ايشان حاصل شد همه ابلق بودند شعيب چون ديد كه همه نتايج گوسفندان آن سال ابلق بوجود آمدند دانست كه اين روزئيست كه حقتعالى بوى داده همه را بوى تفويض نمود و در روايتى ديگر از يحيى ابن سلام مرويست كه شعيب گفت هر سخله كه بلون مادر خود نباشد آن را بتو دادم پس موسى بطريق الهام در خواب عصا را بر آب زد و گوسفندان آن را آشاميدند همه اولاد ايشان بر خلاف شكل امهات خود بوجود آمدند شعيب همه را تسليم موسى فرمود از كلبى مرويست كه عصاى وى از درخت عوسجى بود كه در طور با موسى سخن گفت عبد اللَّه ابن سنان روايت كرده كه
سمعت ابا عبد اللَّه يقول كانت عصا موسى قضيب آس من الجنة انت بها جبرئيل لما توجه تلقاء مدين
يعنى من از ابو عبد اللَّه (ع) شنيدم كه فرمود عصاى موسى (ع) شاخى بود از درخت مورد بهشت كه در وقتى كه موسى متوجه مدين شد جبرئيل آن را بوى داد و بجهت اين علامات خارقه عادت از آن بظهور ميرسيد و در تفسير مجمع البيان آورده كه
قال رسول اللَّه (ص) تعصوا فانها من سنن المرسلين
عصا را بدست گيريد كه از سنت پيغمبرانست كه مرسل بودند و امير المؤمنين (ع) فرمود كه
قال رسول اللَّه (ص) من خرج فى سفره و معه عصا من لون مرو تلا هذه الاية وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ الى قوله وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ آمنه اللَّه من كل ضار و من كل لص عاد و من كل ذات حمة حتى يرجع الى اهله و منزله و كان معه سبعة و سبعون من المعقبات يستغفرون له حتى يرجع و يضعها
يعنى پيغمبر (ص) فرمود كه هر كه بجهة سفر از خانه بيرون رود و با او عصاى بادام تلخ باشد و در وقت توجه آيه وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ الى قوله وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ تلاوت كند حقتعالى ايمن كند او را از هر ددى ضرر رساننده و از هر دزدى تعدى نماينده و از حد در گذرنده و از هر جانورى نيش دارنده تا آنكه بمنزل خود رجوع كند و با او هفتاد و هفت فرشته باشد كه پيش او را احاطه نمايند و از براى وى استغفار كنند تا آنكه بمنزل معاودت نمايد و عصا را از دست بنهد القصه موسى بشبانى ايشان اشتغال نمود فَلَمَّا قَضى مُوسَى الْأَجَلَ پس آن هنگام كه بگذارد موسى مدت خود را كه اقضى الاجلين بوده و ده سال ديگر بعد از اين نزد شعيب بسر برد و در چهل سالگى باجازه شعيب (ع) متوجه مصر گشت بجهة زيارت مادر و برادر و خواهر و بروايت ابى بصير از ابى عبد اللَّه متوجه بيت المقدس شد وَ سارَ بِأَهْلِهِ و بردگان خود را با مال و مواشى در شبى سرد و تاريك و بجهة خوف ملوك شام از جاده منحرف شده روى به بيابان نهاد و راه گم كرد و زنش