تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٤ - سوره فاطر(٣٥) آيات ١٠ تا ١٩
من عزيز و ارجمندم پس هر كه اراده عزت دنيا و آخرت دارد بايد كه فرمان بردارى عزيز كند و بدان كه چون كفار متعزز باصنام مىشدند كما قال اللَّه تعالى و اتخذوا من دون اللَّه آلهة ليكونوا لهم عزا و منافقان كه السنه ايشان موافق قلوب ايشان نبود متعزز بمشركان ميشدند كما قال الذين يتخذون الكافرين اولياء من دون المؤمنين أ يتبغون عندهم العزة حقتعالى در اين آيه رد تعزز ايشان نموده و فرمود كه عزت مخصوص است بخدا پس هر كه اراده عزت دارد بايد كه اطاعت او كند تا او را عزيز دنيا و آخرت گرداند كما قال وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ بعد از آن بيان آن چيزى مىكند كه بسبب آن عزة حاصل مىشود كه آن ايمان است و عمل صالح و مىفرمايد كه إِلَيْهِ بسوى او يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ بالا مىرود سخن پاك صعود كل طيب باو مجاز است از قبول او يا رضاى او از آن يا مراد صعود صحايفست كه كلمات طيبه در آن مكتوب است و ملائكه آن را بآسمان ميبرند كه محل صدور حكم خداست پس حقيقت معنى آن است كه بسوى رضاى او يا بمحل قبول او مىرسد كلماة طيبه و يا كرام الكاتبين صحايف آن را بآسمان مىبرند وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ و كردار شايسته يَرْفَعُهُ بر ميدارد آن را و بحيز قبول مىرساند ضمير مستكن در يرفعه راجع بكلم است كه اسم جنس است چه عمل صالح بدون كلمه توحيد كه مستلزم اخلاص آن است نافع نيست و يا راجع بعمل صالحست زيرا كه آن محقق ايمان است و مقوى آن و يا راجع بخدا و تخصيص عمل باين شرف بجهت آن است كه متضمن كلفت است و نزد بعضى معنى آن است كه عمل صالح رفع كلم طيب مىكند و آن را رفيع القدر مىگرداند چه اخلاص سبب قبول طاعاتست و گويند كلمه طيبه متناول جميع انواع ذكر است از تكبير و تهليل و تسبيح و تحميد و قرائت قرآن و دعا و استغفار ابو هريره روايت كرده از پيغمبر (ص) كه آن تسبيحات اربع است يعنى سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر چون بنده آن را بگويد فرشتگان آن را بآسمان رفع كنند و بآن تحيت حقتعالى گويند و اگر مجرد از عمل صالح باشد مقبولى الهى نگردد و در حديث آمده كه حقتعالى قبول قول نميكند مگر به عمل و قبول عمل نمىكند مگر به نيت و قبول قول و عمل به نيت نمىكند مگر باصابة سنت چه كلم طيب و عمل صالح آن است كه باخلاص تمام از بنده صادر شود و موافق امر الهى باشد و از ابن مقنع مرويست كه قول بدون عمل مانند تن بىسر است و سحاب بىمطر و قوس بى و تر و مرويست كه كلم طيب ذكر خداست و عمل صالح اداى فرايض هر كه بزبان ذكر خدا كند و فرايض وى را ضايع و مهمل بگذارد آن ذكر از وى مقبول نباشد بدليل قول حضرت رسالت (ص)
لا يقبل اللَّه قولا الا بعمل و لا يقبل قولا و لا عملا الا بنية
و نعم ما قال الشاعر لا ترض من رجل حلاوة