تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٥ - سوره سبإ(٣٤) آيات ٥٠ تا ٥٤
بپوشيدگى سخنان لا يعنى را يعنى از سر گمان سخنان مىگفتند كه اصلا علم بآن نداشتند و بر ايشان مخفى بود و ظاهر نبود كه آن اسناد شعر و سحر و كذب و جنون بود بر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و طعن در قرآن چه از آن حضرت هرگز مشاهده شعر و سحر و كذب و جنون نكردند تا اسناد آن بوى كنند بلكه بافواه بدون شعور ايشان بآن بوى اطلاق ميكردند مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ از جاى دور از علم ايشان يعنى دور بودند از آنچه ميگفتند و نميدانستند كه چه مىگويند يا آنچه ميگفتند دور بود از عادت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله يا از حال قرآن و لايق به احوال و عادت آنها نبود و ميتواند بود كه ضمير به راجع بعذاب باشد و مراد بيقذفون بالغيب گفتار و ما نحن بمعذبين يعنى كفار نگرويدند بوقوع عذاب شديد بر ايشان و از سر گمان ميگفتند كه ما معذب نخواهيم شد بجهت آنكه حقتعالى در دنيا اكرام ما كرده به انواع نعم و ما را مستحق آن دانسته پس ما را بعذاب شديد گرفتار نگرداند بلكه حال ما در آخرت مثل حال ما باشد در دنيا و هم چنان كه بثروت و كثرة نعمة دنيا از شما در پيشيم در آخرت نيز بر شما تفوق خواهيم داشت و مرتبه ما ارفع از مرتبه شما خواهد بود و قول ايشان بجهة قياس امر آخرت بود بر دنيا كه عين قذفست بغيب از مكان بعيد زيرا كه دار جزا را قياس نتوان كرد بردار تكليف پس اينقول محض توهم باشد و ناشى از جهالت بدون شعور و علم بآن و بآنكه سخن ايشان در باب انكار جنت و نار و بعث محض قذفست بغيب و دور از علم و ظن ايشان و بدانكه ميتواند بود كه قوله و يقذفون بالغيب عطف باشد بر قالوا و اين تمثيل حال ايشان باشد بحال قاذف در تحصيل آنچه تضييع آن كرده باشند از ايمان در دنيا و اينكه معنى طلب تحصيل ايمان ايشان در آخرت مانند قذف باشد بغيب در موضع بعيد يعنى هم چنان كه شخصى رمى نمايد بشيئى از مكان بعيد و بجهت مباعده آن شيئى سهم او بآن نرسد همچنين كفار در آخرت بمطلب خود نرسند كه آن ايمانست هر چند كه در طلب آن جد و جهد نمايند وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ و جدا كرده شد ميان ايشان وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ و ميان آنچه آرزو بردند از قبول ايمان و رجعت بدنيا ذكر حيلوله بعنوان ماضى بجهت تحقق وقوع آنست يعنى البته جدا سازند ميان ايشان و ميان متمناى ايشان از نفع ايمان و يا نجات از نار و عقاب و رسيدن بثواب و يا رجعت بدار دنيا كَما فُعِلَ هم چنان كه كرده شد همين عمل بِأَشْياعِهِمْ باشباه و اتباع ايشان از كافران گذشته مِنْ قَبْلُ پيش از اين يعنى ايمان و توبه از ايشان نيز قبول نكردند و از نار نجات نيافتند و يا بدنيا باز نگشتند و از آن مايوس و محروم ماندند و يا آنكه هم چنان كه موت حايل امم ماضيه شد از مشتهيات ايشان كفار مكه نيز چنين باشند إِنَّهُمْ بدرستى كه ايشان كانُوا بودند فِي شَكٍّ مُرِيبٍ در گمان تهمت و ريب افكننده و مضطرب سازنده و يا خداوند ريبة منقول از مشكك و يا از شاك كه بجهت مبالغه شك بآن