تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٣ - سوره سبإ(٣٤) آيات ٥٠ تا ٥٤
نزديك بافعال ايشان پس عالم باشد بقول و فعل هر ضال و مهتدى و هيچ چيز از آن بر آن پوشيده و پنهان نباشد بعد از آن تهديد مشركان ميكند بقوله وَ لَوْ تَرى و اگر ببينى اى محمد (ص) يا اى بيننده كافران را إِذْ فَزِعُوا چون ترسان شوند نزديك مرگ يا بوقت بعث يا در روز بدر هر آينه ببينى امرى فظيع و عجيب و با هول فَلا فَوْتَ پس نباشد هيچ فوتى يعنى بجهت گريختن و پناه بحصن بردن عذاب از ايشان فوت نشود وَ أُخِذُوا و بگيرند ايشان را مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ از جاى نزديك يعنى از روى زمين بزير زمينشان كشند كه قبر است و يا از موقف بدوزخ يا از صحراى بدر بچاه اندازند اين عطفست بر فزعوا يا بر لا فوت و تقدير اينست كه فزعوا و اخذوا فلا فوت لهم يا آنكه اذ فزعوا فلم يفوتوا و اخذوا و ابن عباس فرموده كه نزول اين آية در اصحاب خسف پيدا است و ايشان هشتاد هزار كس باشند كه از شام قصد تخريب كعبه معظمه كنند چون در بيابان مكه درآيند همه آنجا بزمين فرو روند پس معنى اخذ و امن مكان قريب اينست كه خسف بهم من تحت اقدامهم يعنى از زير قدمها ماخوذ گردند و بزمين فرو روند و اين جماعت قوم سفيانى باشند كه در آخر الزمان بفرموده وى بقصد تخريب كعبه خروج كنند و از اين جماعت دو كس از خسف نجات يابند يكى بشارت بمكه برد و ديگرى روى او بر قفا گشته خبر خسف قوم بسفيانى رساند و حذيفه يمانى نيز روايت كرده كه شنيدم از رسول خدا (ص) كه از فتنه آخر الزمان خبر ميداد و از آن جمله فرمود كه سفيانى خروج كند و از بيابان خشك بدمشق آيد و بعضى لشگر را بدمشق فرستد و بعضى را بمدينه چون بزمين بابل رسند كه ميان زمين مدينه است و بغداد زياده از سه هزار كس را بكشند و صد زن را شكم بدرند و سيصد مرد معروف را از بنى عباس بقتل آورند و بعد از آن متوجه كوفه شوند و نواحى آن را خراب كنند و آن گاه روى بشام نهند و در اثناى اين حال رايت هدى از كوفه پديد آيد و بر عقب ايشان روان شوند و بعد از دو روز راه بايشان برسند و اكثر آنها را بكشند و غنيمت را اخذ كنند و اسارى را از دست ايشان برهانند و غنايم را از ايشان اخذ كنند و سفيانى بعضى ديگر از عساكر را بمدينه فرستد و سه شبانه روز غارت كنند و از آنجا بمكه آيند چون ببيدا رسند حقتعالى جبرئيل را بفرستد تا ايشان را هلاك كند جبرئيل بيايد و پاى بر زمين زند و يك بار بزمين فرو روند و ذلك قوله وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ و از ايشان دو كس بجهند يكى بشير و ديگرى نذير بشير بشارت بمكه رساند و نذير سفيانى را انذار نمايد بهلاكت قوم او و آن هر دو از جهينه باشند و از آنجا مثل شده كه و عند جهينة الخبر اليقين و اين روايت را اصحاب ما در احاديث مهدى از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه