تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٢ - سوره سبإ(٣٤) آيات ٥٠ تا ٥٤
نكند و نيافريند چيزى را براى اهل خود در دنيا و اعاده نكند چيزى را براى او در آخرت و ميتواند بود كه ماء استفهاميه باشد در موضع نصب بآنكه مفعول به يبدى و يعيد باشد يعنى شيطان يا اصنام چه چيز را خلق ميتواند كرد و چه چيز را بعث ميتوانند نمود و گويند وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ بمعنى زهق الباطل است و باطل بمعنى شرك يعنى حق آمد كه اسلام است و نيست و نابود شد شرك كقوله جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ و عدم ابدا و اعاده در مقام زهوق از قبيل ذكر لازم است در مقام ملزوم چه هلاك شيئى مستلزم عدم بقاى ابداء و اعاده است و كقوله افقر من اهله عبيد فاليوم لا يبدئ و لا يعيد از امام محمد باقر عليه السّلام ماثور است كه مراد بحق تيغ است براى قتال و جدال با اهل كفر و عناد و مراد بباطل هر معبودى كه بدون خداى پرستند عبد اللَّه مسعود روايت كرده كه رسول در مكه رفت و در پيرامون كعبه سيصد و شصت بت نهاده بودند چوبى در دست داشت بر آن بتان ميزد و روايتى آنست كه قبضه سنگ ريزه بدست مبارك بر گرفت و بر آن بتان ميانداخت و ميفرمود قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ بگو اگر گمراه شدم از حق و منحرف شدم از آن هم چنان كه زعم شما است فَإِنَّما أَضِلُ پس جز اين نيست كه گمراه ميشوم عَلى نَفْسِي بر نفس خود يعنى وبال گمراهى من بر منست نه بر غير من زيرا كه من حامل آن شدهام نه غير وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ و اگر براه راست روم فَبِما يُوحِي پس بسبب آنست كه وحى ميفرستد إِلَيَ بسوى من رَبِّي پروردگار من چه توفيق هدايت وابسته بعنايت اوست بدانكه اگر چه حق تقابل آن بود كه چنين باشد كه ان ضلت فانما اضل على نفسى و ان اهتديت فانما اهتدى لها كقوله من عمل صالحا فلنفسه و من اساء فعليها من اهتدى فلنفسه و من ضل فانما يضل عليها يا آنكه چنين باشد كه فانما اضل بنفسى اما از حيثيت معنى بينهما تقابل هست زيرا كه هر چيزى كه بر نفس است بسبب آنست يعنى هر چيزى كه وبالست بر او و ضار بان پس آن بسبب نفس است چه نفس اماره است ببدى و آنچه براى نفس است از منفعت بسبب هدايت حقتعالى است و توفيق او و اين حكم عامست مر هر مكلف را پس معلوم شد كه معنى فانما اضل على نفسى تضل بنفسى است و مقابل اهتديت فيما يوحى الى ربى و امر رسول (ص) باسناد اين حكم بنفس خود با آنكه شامل جميع مكلفان است بجهت آنست كه رسول هر گاه در تحت اين حكم داخل باشد با جلالت محل و سداد طريقه او پس غير او بطريق اولى إِنَّهُ بدرستى كه خداى تعالى سَمِيعٌ شنواست بافعال بندگان قَرِيبٌ