تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٨ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٥٠ تا ٥٩
گفت من بوسيله ايشان از خدا سؤال كردم آن چيزى را كه انفع و افضل از جميع ملك دنياست و آن سؤال من بود از خداى تعالى بوسيله ايشان زبانى ذاكر بمن كرامت فرمايد تا حمد و ثناى او گويم و دل ذاكرى بمن دهد تا ياد آلاى او نمايم و قوتى بمن عطا نمايد تا متحمل دواهى و مصايب توانم شد و او سبحانه اجابت اين ملتمس من نمود كه صد هزار بار افضل از همه دنياست و خيرات آن و محمد بن على بن بابويه باسانيد صحيحه از صادق (ع) روايت كرده كه در ايام سلطنت يوسف روزى زليخا از حجاب بارگاه يوسف اجازه خواست تا نزد او رود وى را گفتند مبادا از جانب او آسيبى بتو رسد بجهت آنچه ميان تو و او واقع شد گفت نميترسم از كسى كه او از خدا ميترسد چون بر يوسف داخل شد يوسف او را گفت چرا رنگ تو متغير شده جواب داد كه الحمد للَّه الذى جعل الملوك (بمعصيتهم عبدا و جعل العبيد بطاعتهم ملوكا) سپاس مر خداى را كه پادشاهان را بجهت معصيت بنده گردانيد و بندگان را بجهت طاعت پادشاه ساخت گفت اى زليخا چه ترا بر آن چيزى داشت كه از تو صادر شد گفت حسن وجهك يا يوسف نيكويى روى تو مرا بر آن داشت فرمود كه پس تو چه حال داشته باشى وقتى كه پيغمبرى را به بينى كه او را محمد (ص) گويند در آخر الزمان كه روى او از روى من زيباتر و خلق او از خلق من نيكوتر باشد و سماحت و جوانمردى او از من بيشتر زليخا گفت صدقت راست گفتى يوسف گفت
كيف علمت انى صدقت
از كجا دانستى راستى گفتار من گفت لانك حين ذكرته وقع حبه فى قلبى بجهت آنكه چون ياد او را كردى دوستى او در دل من جاى گرفت حقتعالى بيوسف (ع) وحى كرد كه
انها قد صدقت و انى قد احببتها بحبها محمدا
بتحقيق كه او راست گفت و من او را دوست خود گرفتم بجهت دوستى او بمحمد (ص) پس امر كرد يوسف را تا به زليخا متزوج شد و از اين احاديث مفهوم مىشود كه بمجرد ذكر آن حضرت و استماع آن و توسل باو بدون صلوات بر او موجب انجاح مرام و مقاصد ميشود فكيف بواسطه صلوات بر او و بر اهل بيت او متوسل بايشان شوند و بعد از آن طلب حاجت كنند باين نوع كه (اللهم بحق محمد و آل محمد صل على محمد و آل محمد و افعل بى كذا و كذا) جابر از ابى عبد اللَّه (ع) روايت كرده كه فرشته از فرشتگان از حقتعالى درخواست تا شنيدن آواز بندگان را باو كرامت فرمايد حقتعالى اين مرتبه را باو داد كه هر چه بندگان گويند او شنود تا روز قيامت و هيچ بنده مؤمن نگويد كه صلى اللَّه على محمد و اله و سلم مگر كه اينفرشته گويد و عليك السلام و بعد از آن پيغمبر (ص) را گويد كه ان فلانا يقرئك السلام فلان بنده مؤمن بر تو سلام مىفرستد آن حضرت گويد و عليه السلام سلام خدا بر او باد و از امير المؤمنين مرويست كه قوت سمع اصوات را بچهار مخلوق دادهاند و آن حضرت رسالت است و جنت و نار