تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٦ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٥٠ تا ٥٩
از تشهد است و وقوع اجماع اصحاب ما بر وجوب آن و روايت حلبى از صادق عليه السّلام كه
كلما ذكرت اللَّه و النبى فهو من الصلاة فان قلت السلام علينا و على عباد اللَّه الصالحين فقد انصرفت
و ظاهر اين روايات دالست بر آنكه سلام بر پيغمبر (ص) از صلوتست و آيه مذكوره دال است بر وجوب پس سلام واجب باشد در صلاة و (هو المطلوب انتهى كلام صاحب الكنز) و مخفى نيست در ضعف استدلالات زيرا كه رواياتى كه ذكر كرده دلالت نمىكند بر وجوب تسليم نه بمطابقه و نه بتضمن و نه به التزام و آيه نيز دلالت نمىكند بر آن بجهت احتمال آن كه مراد بتسليم انقياد باشد و استدلال به ظواهر بعيده با معارضه آن چه اقوى از آنست معطى ظن وجوب نيست و اينكه از صلاة باشد يا از تشهد دلالت بر وجوب آن نمىكند بجهت اشتمال هر يك از صلوات و تشهد بر وجوب و ندب و عام دلالت بر خاص ندارد فحينئذ اقوى عدم وجوب آن باشد و تفصيل اين مبحث و تنقيح آن حواله بكتب مبسوطه فقيهه است مانند مختلف و ذكرى و منتهى و غيرها (فمن اراد فليطالع ثمة) و بدانكه در صلوات برسيد البريات و آل اطهار او ع و ايشان را ياد كردن و وسيله ساختن در انجام مقاصد و مطلوبات ترغيبات بيشمار و مثوبات بسيار است و سبب فوز است بمرغوبات و مقصودات از جمله خوارزمى در مناقب خود از ابو علقمه نقل كرده كه روزى پيغمبر (ص) نماز صبح با ما بگذارد و بعد از آن بما نظر كرد و فرمود اى معاشر اصحاب من ديشب عم خود را حمزة بن عبد المطلب و برادرم جعفر بن ابى طالب را در خواب ديدم كه نزد ايشان پاره نبق و عنب بود آن را ميخوردند و بعد از ساعتى عنب بر طب مبدل شد و بعضى آن را نيز خوردند پس من نزد ايشان رفتم و گفتم (بابى انتما اى الاعمال وجدتما افضل الاعمال) كدام عمل را يافتيد كه بهترين اعمال باشد گفتند (فديناك بالاباء و الامهات وجدنا افضل الاعمال الصلاة عليك و سقى الماء و حب على ابن ابى طالب) يافتيم بهترين اعمال را سه چيز كه آن صلوات فرستادن است بر تو و آبدادن و دوست داشتن على بن ابى طالب در عدة الداعى مذكور است كه ابو بصير از ابى عبد اللَّه عليه السّلام روايت كرده كه رسول (ص) فرمود
من ذكرت عنده فنسى ان يصلى على خطى اللَّه به طريق الجنة
هر كه نزد او نام من مذكور ميشود و او صلوات بر من نفرستد حق تعالى او را از راه بهشت دور گرداند و مراد بنسيان در اين حديث تركست بجهت عدم مؤاخذه بر نسيان باجماع
و روى ابن القداح عنه عليه السّلام قال اسمع رجلا متعلقا بالبيت يقول اللهم صلى على محمد فقال لا تبترنا و لا تظلمنا حقنا فقل اللهم صل على محمد و آل محمد
يعنى ابن قداح از ابى عبد اللَّه عليه السّلام روايت كرده كه مردى دست زده بود بدر خانه كعبه و ميگفت اللهم صلى على محمد آن حضرت فرمود صلوات را منقطع و دنباله بريده مساز و بر حق ما ظلم مكن و بگو
اللهم صل على محمد و آل محمد