تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٢ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٥٠ تا ٥٩
بتسليم سلام داد نسبت بصيغه السلام عليك ايها النبى و اين قول را شيخ طوسى ره در تبيان ذكر كرده و اين احق است بجهت مناسبت حرف عطف و ديگر آنكه متبادر بفهم در عرب صيغه سلام است و روايت كعب بن عجزه نيز شاهد اين است و چون اين مقرر شد پس بدانكه در اين مقام چند فايده است اول اصحاب ما و شافعى و احمد بر اينند كه صلوات بر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در نماز واجبست بخلاف مالك و ابى حنيفه كه ايشان واجب نميدانند و شرط صحت نماز نمىگردانند و بعضى از فقهاء ما بر وجوب آن استدلال كردهاند باين قياس كه (شيئى من الصلاة على النبى واجب و لا شيئى من ذلك فى غير الصلاة بواجب ينتج انها فى الصلاة واجب) يعنى چيزى از صلوات بر پيغمبر واجبست و هيچ چيز از آن در غير نماز واجب نيست نتيجه ميدهد كه صلوات بر او در نماز واجب باشد اما صغرى بجهت آنكه حقتعالى فرموده كه صلوة و امر حقيقت در وجوب مستعمل است و اما كبرى ظاهر است و در اين قياس نظر است بجهت منع كبرى هم چنان كه بيايد بعد از اين و اولى استدلال است بر وجوب بدليل خارج اما از طرق عامه عايشه روايت كرده كه گفت شنيدم كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه
لا تقبل صلوة الا بطهور و بالصلاة على
نماز مقبول الهى نمىشود مگر بطهارت و بصلوات دادن بر من و از انس نيز مرويست كه رسول فرمود اذا صلى احدكم فليبدء بحمد اللَّه ثم ليصلى على هر گاه كه يكى از شما نماز گذارد بايد كه ابتدا بحمد خدا كند و بعد از آن بر من صلوات دهد و اما از طريق خاصه ابو بصير و غير او از صادق روايت كردهاند كه آن حضرت فرمود كه من صلى و لم يصل على النبى و تركه متعمدا فلا صلوة له هر كه نماز بگذارد و صلوات به پيغمبر (ص) ندهد و عمدا ترك آن را نمايد نماز او صحيح نيست و شيخ جعفر طوسى ره و علم الهدى ره اكتفاء به وجوب نميكنند بلكه بر كنيت آن قايلاند اگر مراد بر كنيت آن وجوبست و بطلان صلوة بترك آن عمدا و سهوا پس اين صحيح است و متفق عليه همه اصحاب ما و اگر مراد وى بآن بطلان صلوتست بترك آن عمدا و سهوا پس آن صحيح نيست چرا كه هيچكس از فقهاى ما قايل بآن نشده بلكه همه بوجوب آن رفتهاند نه بر كنيت آن دوم جميع علماى ما متفقاند بر آنكه صلوات بر پيغمبر واجبست در هر دو تشهد و احمد و شافعى بر آنند كه مستحبّ است در تشهد اول و واجبست در اخير و نزد مالك و ابو حنيفه در هر دو تشهد مندوبست و دليل اصحاب ما روايات كثيره است از ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم اجمعين سوم خلافست در آنكه صلوات بر پيغمبر در غير صلوات بر او واجبست يا سنت كرخى بوجوب آن رفته است در همه عمر يك بار و طحاوى بر آنست كه هر گاه نام وى برده شود صلوات بر او واجبست و اين مختار زمخشريست و ابن بابويه ره كه از اصحاب ما است نيز بر اينست و بعضى ديگر بر آنند كه در هر مجلسى يك بار واجبست و مختار وجوب آنست در هر زمانى و مكانى كه نام او مذكور شود و بجهت دلالت آن بر