تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٣ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٥٠ تا ٥٩
تنويه و تعظيم برفع شان او و وجوب امر از روى حقيقت بر طريق اطلاق و ديگر آنكه اگر واجب نباشد پس ياد كردن او مانند ياد كردن ساير مردمان باشد و اين منهى عنه است در آية النور و هى قوله تعالى لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً و ديگر از آن حضرت مرويست كه
من ذكرت عند فلم يصل على فدخل النار فابعده اللَّه
هر كه نام من نزد او مذكور شود پس صلوات بر من نفرستد در دوزخ رود و خداى تعالى او را از رحمت خودش دور گرداند و وعيد امارت وجوبست و نيز مرويست كه از آن حضرت پرسيدند كه يا رسول اللَّه ارايت قول اللَّه إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِ فرمود
هذا من العلم المكنون و لو لا انكم سئلتمونى عنه ما اخبرتكم به
اين از علم مكنونست و از اسرار غيب اگر از من نمىپرسيدند شما را بآن اخبار نميكردم بعد از آن فرمود
ان اللَّه عز و جل و كل بى ملكين فلا اذكر عند مسلم فيصلى على الا قال له ذاتك الملكان غفر اللَّه لك و قال اللَّه و ملائكته امين و لا اذكر عند مسلم فلا يصلى على الا قال الملكان لا غفر اللَّه لك و قال اللَّه فملائكته امين
و ترجمه اين حديث قبل از اين گذشت اما نزد عدم ذكر آن حضرت صلوات بر او سنة مؤكده است بجهة تضافر روايات بر آنكه صلوات بر او هدم ذنوب ميكند و موجب اجابت دعاى مقرون بآن چهارم از كعب بى عجزه نقل كرده كه چون اين آيه نازل شد گفتم
يا رسول اللَّه هذا السلام عليك فقد عرفناه فكيف الصلاة عليك فقال قولوا اللهم صلى على محمد و آل محمد كما صليت على ابراهيم و آل ابراهيم انك حمد مجيد و بارك على محمد و آل محمد كما باركت على ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد
و اين روايات قبل از اين در مجمع البيان و صحيح مسلم نقل كرده شد و صاحب كنز العرفان بعد از ايراد اين روايت فرموده كه بر اين حديث سؤالى مشهور ميان علماى ماست و آن را در انضد القواعد ذكر كردهايم با اجوبه آن فليطالع ثمه پنجم حديث كعب دالست بر مشروعية صلوات بر آل آن حضرت بر سبيل تبعيت و همه اهل اسلام بر اين متفقاند و در جواز صلوات بر همه آل وى افرادا لا تبعا مانند اللهم صلى على آل محمد و يا واحدى از ايشان مانند اللهم صلى على خلافست اصحاب ما قايلند بجواز آن و جمهور بكراهيت آن رفتهاند زيرا كه صلوات بر نبى شعار است پس بر غير او جايز نباشد و ديگر بجهت ابهام رفض كما قال صاحب الكشاف و البيضاوى و حق با اصحاب ما است بجهت چند وجه يكى آنكه حقتعالى همه مؤمنان را مخاطب ساخته به اينكه هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ و اين نص است در اينباب دوم قوله تعالى الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ و هيچ ريبى نيست در آنكه اهل البيت مصابند باعظم مصايب كه از جمله آن اغتصاب مقام امامت ايشانست سوم آنكه در وقتى كه أبوا و فى زكاة را نزد پيغمبر آورد آن حضرت