تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٩ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٥٠ تا ٥٩
آنست كه اگر اتفاقا زنى نفس خود را بتو هبه كند بر تو حلال خواهد بود بدون صيغه نكاح بدانكه ان ثانيه شرط اولست در استيجاب حل زيرا كه هبه مرأة نفس خود را به پيغمبر موجب حل آن نميشود مگر باراده آن حضرت نكاح او را چه اراده وى جارى مجراى قبولست و استنكاح بمعنى طلب نكاح است و رغبت در آن و قوله خالِصَةً لَكَ مصدر مؤكد است چون وعد اللَّه و صبغة اللَّه و فاعله بمعنى مصدر شايعست چون عافية و كاذبة اى خلص احلالها و احلال ما احل لك على القيود المذكورة خلوصا لك يعنى خالص كرده شده است احلال آن امرأة و احلال آنچه حلالگردانيديم براى تو بر قيد هايى كه مذكور شد خالص شدنى براى تو و ميتواند بود كه حال باشد از ضمير وهبت يا صفت مصدر محذوف اى هبة خالصة يعنى اگر زن مؤمنه ببخشد نفس خود را بتو در حالتى كه خالص باشد بتو جايز است ترا استنكاح آن و يا اگر ببخشد بخشيدنى كه خالص است مر ترا مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ بجز مؤمنان ظاهر آيه دالست بر آنكه از مخصوصات حضرت است كه زنى را بمجرد هبه بيمهر نكاح كند و مؤمنان را جايز نيست مگر بصيغه عقد يا ملك در انوار گفته كه اصحاب ما باين احتجاج آوردهاند بر آنكه نكاح منعقد نميشود بلفظ هبه زيرا كه لفظ تابع معنى است و آن مختص است بپيغمبر پس لفظ نيز مختص بآن حضرت باشد و اينقول موافق علماى اماميه است و در كشاف گفته كه ابو حنيفه استشهاد نمود باين آيه بر جواز عقد نكاح بلفظ هبه زيرا كه رسول و امت يكسانند در احكام الا فيما خصه الدليل و شافعى گفته كه اين استشهاد صحيح نيست زيرا كه رسول (ص) مخصوص شده بمعنى هبه و لفظ آن زيرا كه لفظ تابع معنى است و مدعى اشتراك در لفظ دون معنى محتاج بدليلست و بنا بر مذهب ابو حنيفه به هبه مهر لازمست بر پيغمبر زيرا كه آن در معنى نكاح است نسبت به پيغمبر اما نسبت بامت مهر لازم نيست زيرا كه آن در معنى نكاح نيست نسبت بايشان و عدول از خطاب بغيبت بلفظ نبى و تكرار آن و بعد از آن رجوع از آن بخطاب ايذانست بآنكه اين مخصوص است بآن حضرت بجهت شرف نبوت و تقرير است براى استحقاق او باين كرامت و علما را خلاف است در وقوع اين صورت از ابن عباس و قتاده روايتست كه اين صورت اتفاق نيفتاده و اما اشهر آنست كه اين هبه واقع شده از زينب بنت خزيمه انصاريه كه او را ام المساكين گفتندى و امام زين العابدين (ع) فرموده كه واهبه ام شريك بنت جابر اسديه بود و نزد قتاده ميمونه بنت حارث و نزد عروة بن زبير خوله بنت حكيم و در تبيان گفته كه ام سهل بوده از بنى اسد و كسانى كه قايلند كه واهبه زينب بوده مىگويند كه اينصورت در ماه رمضان بوده در سال سيم از هجرت و شش ماه در حرم محترم آن حضرت بوده و در ربيع الاخر در سال چهارم وفات يافته و نزد اهل سير هبه از ام شريك واقع شده و دولت عقد در نيافته و در كنز آورده كه آيه