تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٩٧ - سوره لقمان(٣١) آيات ١ تا ٩
ذى الحكمة است و اين بر اسناد مجازى است چه حكيم حقيقة صفت حقتعالى است و ميتواند بود كه در اصل الحكيم قائله بوده باشد يعنى آيات قرآن كه حكيمست گوينده ان كه حقتعالى است پس حذف فاعل شده و بقرآن مسند گشته و قوله هُدىً وَ رَحْمَةً حالند از آيات و عامل در آن معنى اشاره است و هدى مصدر است بمعنى فاعل از قبيل زيد عدل يعنى در حالتى كه آن آيات راه نماينده است و بخششى از خداى تعالى لِلْمُحْسِنِينَ مر نيكوكاران را كه اهل توحيدند بعد از آن در صفت ايشان ميفرمايد كه الَّذِينَ آنان كه يُقِيمُونَ الصَّلاةَ بپاى ميدارند نماز مفروضه را يعنى با شرايط و اركان در اوقات معينه آن ادا ميكنند وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ و ميدهند زكاة واجبه را وَ هُمْ و حال آنكه ايشان بِالْآخِرَةِ بسراى ديگر هُمْ يُوقِنُونَ ايشانند كه بيگمانند يعنى بعث و جزا را تصديق ميكنند اين آيه بيان احسان ايشانست و تخصص اين امور ثلثه كه از شعب احسانند بجهة فضل اعتداد است بآن و تكرير ضمير بجهة تاكيد است أُولئِكَ آن گروه كه بدين صفات موصوفند و باين نعوت منعوت عَلى هُدىً بر راه راستند مِنْ رَبِّهِمْ از جانب آفريدگار خود وَ أُولئِكَ و آن گروه هُمُ الْمُفْلِحُونَ ايشانند رستگاران و فيروزى يافتگان بجهت استجماع ايشان عقيده حقه و اعمال صالحه را و تفصيل اين آيات بر وجه تفصيل در سورة البقره رقم زد كلك بيان شده فليطالع ثمة از مقاتل و كلبى مروى است كه نضر ابن حارث بطريق تجارت بجانب فارس رفته بود و قصه رستم و بهرام و اسفنديار خريده در مجامع قريش بنوعى بمسامع ايشان ميرسانيد كه همه شيفته و فريفته مى شدند و بجهت اشتغال بآن سماع قرآن را ميگذاشتند و نضر ابن حارث بر وجه عناد و انكار لاف ميزد كه اگر محمد (ص) از قصه عاد و ثمود و عظمة ملك سليمان و داود خبر ميدهد من از سعت مملكت و وفور ابهت ملوك عجم و اكاسره و اقاصره سخن ميگويم حقتعالى آيه فرستاد كه وَ مِنَ النَّاسِ و از مردمان مَنْ يَشْتَرِي كسى هست كه ميخرد لَهْوَ الْحَدِيثِ سخن ببازى كه مردمان بسبب اشتغال بآن از ما ينبعى باز ميمانند يعنى احاديثى كه اصلى ندارد و اساطيرى كه اعتبارى در آن نيست و مضاحيك و فضول كلام است و اضافه او بحديث بر تقدير من تبيينيه است چون خاتم فضه و جبة خز و باب ساج اگر مراد بحديث حديث منكر باشد كما
جاء فى الحديث الحديث فى المسجد ياكل الحسنات كما ياكل البهيمة الحشيش
و يا بتقدير من تبعيضيه اگر مراد بحديث اعم از منكر و غير منكر باشد كانه قال