تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٦ - سوره الروم(٣٠) آيات ٤٠ تا ٤٩
خواهد بود و يا آنكه لام براى عاقبت باشد نه علت يعنى ادميان در طريق فساد كه گمراهى و ستمكاريست سلوك نمودند تا عاقبت و سرانجام كار ايشان باين كشيد كه بچشاند خداى بعضى جزاى كردار ايشان را در دنيا از رفع خير و بركت و خصب ايشان و ايقاع طاعون و غير آن از انواع بليه در ميان ايشان لَعَلَّهُمْ تا شايد كه ايشان بچشيدن اين بعضى جزا يَرْجِعُونَ بازگردند از شرك بتوحيد و از معصيت بطاعت يا باز گردند آن كسانى كه بعد از ايشان باشند از معاصى و قبايحى كه ايشان ميكردند نزد محققان مراد از بر نفس است و از بحر قلب و ابو بكر واسطى گفته كه هر كه بحر دل او ترك مراقبت نمايد فاسد گردد و ظاهر شود فساد بر نفس او و قشيرى آورده كه فساد بر نفس به ارتكاب محظور است و فساد بحر دل باخلاق ذميمه و وقوف بر رسوم و عادات و در حقايق سلمى مذكور است كه بر لسان علماء ظاهر است و بحر زبان اهل تحقيق فساد لسان علما بتاويلات فاسده باشد و فساد لسان عرفا بدعاوى باطله قُلْ بگو اى محمد (ص) مشركان را كه سِيرُوا فِي الْأَرْضِ برويد در زمين امم ماضيه فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ پس بنگريد كه چگونه بود عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ سر انجام آنان كه پيش از ايشان بودند از ملوك عاتيه و قرون عاصيه تا معلوم كنيد مصداق قول مذكور را و متحقق شويد بصدق آن از مشاهده اينكه قصور ايشان قبور شد و محاضر ايشان مقابر گشته و از ايشان نه عين باقى مانده و نه اثر كانَ أَكْثَرُهُمْ بودند بيشتر آن امم كه هلاك شدند مُشْرِكِينَ شرك آرندگان اين استيناف است براى دلالت بر آنكه سوء عاقبت ايشان بجهت فسق شرك و غلبية آن بود در ايشان و يا مراد باكثرهم جميعهم باشد چه استعمال اكثر در مقام جميع در كلام عرب شايع است و يا اينكه مراد اين باشد كه اكثر ايشان بجهت شرك و اقل ايشان بجهت معاصى ديگر هلاك شدند از ابن عباس مروى است كه من قرء القرآن و علمه سار فى الارض لان فيه اخبار الامم هر كه قرآن را بخواند و دانست بايد كه سير كند در زمين چو در او است اخبار امم سابقه تا تيقن او زياده شود و چون كفار مكه از اين مواعظ و زواجر متعظ نميشوند فَأَقِمْ وَجْهَكَ پس راست گردان روى خود را يعنى من جميع الوجوه توجه نما و مستقيم شو لِلدِّينِ الْقَيِّمِ براى كيش راست كه بنهايت استقامت رسيده يعنى بر جاده دين اسلام ثابت باش مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ پيش از آنكه بيايد يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ روزى كه بازگردانيدن نيست ترا مِنَ اللَّهِ از نزديك خداى جار و مجرور متعلق است به ياتى