تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٢ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ٥٠ تا ٦٩
كه وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ و اگر بپرسى مر اهل مكه را كه مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كه بيافريد آسمانها و زمينها را وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ و مسخر ساخت و رام گردانيد آفتاب و ماه را تا در فلك خود ميروند و دور مىنمايند بر طريقه واحده بدون اختلاف لَيَقُولُنَّ اللَّهُ هر آينه گويند كه خدا آفريده است اينها را چه اين مسئله در عقول قرار گرفته كه واجبست انتهاى ممكنات بيكى كه واجب الوجود باشد و چون ايشان ميدانند كه خالق ارض و سما است فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ پس بكجا برگردانيده ميشوند از توحيد يعنى چون اين را ميدانند و باين معرفند پس چرا روى از راه حق بر ميتابند و بسلوك سبيل باطل مىشتابند كه آن پرستيدن سنگ و چوبست كه ضر و نفع از آن مسلوبست اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ خدا مىگسترداند و فراخ ميگرداند روزى را لِمَنْ يَشاءُ براى هر كه ميخواهد مِنْ عِبادِهِ از بندگان خود وَ يَقْدِرُ و تنگ مىسازد اللَّهُ مر او را يعنى هر كه را ميخواهد وضع ضمير در موضع لِمَنْ يَشاءُ بجهت ابهام من است چه من يشاء مبهم است پس لازم نيايد كه بسط و قدر نسبت بيك كس باشد تا مستلزم اجتماع نقيضين شود و احتمال دارد كه موسع له و مضيق عليه يك كس باشد بر طريق تعاقب و معنى اينكه بر هر بنده كه خواهد گاهى روزى را بر او فراخ مىسازد و گاهى بر او تنگ گرداند پس بجهت اختلاف زمان بسط و قدر نيز اجتماع نقيضين لازم نيايد إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى بِكُلِّ شَيْءٍ بهمه چيز از قبض و بسط عَلِيمٌ دانا است و مصلحت و مفسده بندگان بر او مخفى نيست پس قبض و بسط او محض مصلحت ايشانست وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ و اگر بپرسى از مشركان عرب كه مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ كه فرو فرستاد از ابر يا آسمان السَّماءِ آبى را يعنى آب باران فَأَحْيا بِهِ پس زنده كرد و تازه ساخت بآن آب الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها زمين را از پس مردگى و افسردگى آن لَيَقُولُنَّ اللَّهُ هر آينه گويند كه خداست كه اين كار ميكند نه غير او يعنى مقر و معترفند بآنكه او است كه موجد ممكناتست از اصول و فروع آن و با وجود اين بعضى از مخلوقات را با او در عبادت شريك ميسازند قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بگو شكر و سپاس مر خداى را است كه مر او متابعان مرا از اين ضلالت نگاهداشت و يا حمد خدا كن بر تصديق خود و اظهار حجت خود بَلْ أَكْثَرُهُمْ بلكه بيشتر كافران لا يَعْقِلُونَ در نمييابند امر