تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٤ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ٣٠ تا ٣٩
و تنگ شد بشأن و تدبير امر ايشان ذَرْعاً از روى طاقت يعنى تنگدل و بيطاقت گشت در كار ايشان و ندانست كه چه راى و تدبير كند در حفظ و صيانت ايشان تا دست تعرض قوم بدامن ايشان نرسد ضيق ذرع و ذراع عبارت است از فقد طاقت يق (ضاقت يده و بازائه رجب ذراعه بكذا اذا كان مطيقا له) و اصل در او آنست كه هر گاه شخص طويل الذراع است بچيزى ميرسد كه قصير الذراع بآن نميرسد و بجهت اين ذرع ضرب المثل شده در عجز و قدرت و گويند لوط اندوهگين و تنگدل شد بسبب قوم وقتى كه دانست كه عذاب عظيم بر ايشان نازل خواهد شد و نزد بعضى ديگر غم و اندوه او از آن بود كه او با اهل خود در ميان قوم بود ترسيد كه مبادا چون عذاب نازل شود اثر آن بايشان رسد و چون فرشتگان اثر ضجرت و اندوه بر جبين مبارك لوط مشاهده كردند و غلق و اضطراب او را بديدند وى را تسلى دادند وَ قالُوا لا تَخَفْ و گفتند مترس وَ لا تَحْزَنْ و اندوه مدار بر آنكه ايشان را بر ما دستى باشد چه ما رسولان خدائيم و يا بجهت هلاك ايشان اندوه بخود مرسان چه دانسته كه ايشان بنهايت كفر و فسق و طغيان رسيدهاند و يا آنكه مترس از آنكه نزد نزول عذاب بتو آسيبى رسد إِنَّا مُنَجُّوكَ بدرستى كه ما رهانيدهايم ترا وَ أَهْلَكَ و كسان ترا إِلَّا امْرَأَتَكَ مگر زن ترا كه او كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ باشد از پس ماندگان و هلاك شدگان كاف در موضع جر است بر مذهب مختار و نصب اهلك باضمار فعل است و يا عطف آن بر محل كاف باعتبار اصل و بعد از آنكه وعده نجات او و اهل او را دادند گفتند إِنَّا مُنْزِلُونَ بدرستى كه ما فرود آرندگانيم عَلى أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ بر اهل اين ديه رِجْزاً مِنَ السَّماءِ عذابى از آسمان يعنى سنگباران بِما كانُوا يَفْسُقُونَ بسبب آنكه بودند كه پيوسته فسق مىكردند و از طاعت قدم بيرون نهاده بمعصيت اقدام مىنمودند ما ماء مصدريه است يعنى بسبب فاسق بودن ايشان عذاب بر آنها نازل خواهيم ساخت تسميه عذاب بر جز و رجس جهت قلق و اضطراب معذب است نزد آن يق ارتجز اذا ارتجش و اضطرب القصه لوط با اهالى خود از شهر بيرون آمده خلاصى يافت و كفار مؤتفكه همه هلاك شدند چنان كه تفصيل آن در سوره هود گذشت و شهر خراب شده ايشان عبرت عالميان گشت كما قال جل ذكره وَ لَقَدْ تَرَكْنا مِنْها و بدرستى كه ما بگذاشتيم از آن قريه آيَةً بَيِّنَةً نشانه روشن لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ براى گروهى كه تعقل كنند و عقول خود را كار فرمايند در استبصار و اعتبار اين جار و مجرور متعلق است به تركنا و يا بآية و اين آيه حكايت شايعه ايشانست و يا آثار ديار خراب ايشان و با حجاره سجيل كه در آن زمين ميتوان يافت و يا آبهاى سياه كه هنوز هست