تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٣ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ٣٠ تا ٣٩
فرستادگان ما يعنى جبرئيل با جمعى ديگر از ملائكه إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى بسوى ابراهيم بجهة بشارت فرزند و نبيره او يعنى اسحق و يعقوب حيث قال فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ قالُوا گفتند بوى كه اى ابراهيم إِنَّا مُهْلِكُوا بدرستى كه ما هلاك كنندگانيم أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ اهل اين ديه را كه سدومست چه ايشان تكذيب برادرزاده تو كردند ذكر هذا با آنكه ابراهيم در ناحيه ديگر بود بجهت قرب آن قريه بود بوى اضافه مهلكو بقريه اضافه لفظيه است كه مفيد تخفيف لفظ است نه تعريف و تخصيص و آن بمعنى استقبال است يعنى ما هلاك خواهيم كرد اهل سد و مرا إِنَّ أَهْلَها بدرستى كه اهل آن كانُوا ظالِمِينَ هستند ستمكاران بكفر و انواع منكرات پس اين تعليل اهلاك ايشانست باصرار و تمادى ايشان در ظلم كه آن كفر و انواع معاصى است ابراهيم بجهت آنكه واجب است مؤمن را تحزن براى برادر خود و اظهار شفقت كردن و تشمر در نصرت و حياطت او و خوف مس ارذى با وى متوجه ملائكه شد بر وجه استفسار قالَ گفت بايشان كه إِنَّ فِيها لُوطاً بدرستى كه در آن ديه لوطست و اين اعتراض است بآنكه در آن ديه كسيست كه از ظالمان نيست پس چگونه با ايشان معذب شود و يا معارضه است مر موجب عذاب را بمانع آنچه ما دام كه پيغمبر در ميان امت باشد عذاب بر ايشان نازل نمىشود قالُوا گفتند فرشتگان بوى كه نَحْنُ أَعْلَمُ ما داناتريم بِمَنْ فِيها بهر كس كه در او است از مؤمن و كافر پس از حال لوط غافل نخواهيم بود لَنُنَجِّيَنَّهُ هر آينه رهايى خواهيم داد او را وَ أَهْلَهُ و كسان او را إِلَّا امْرَأَتَهُ مگر زن او را كه كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ هست از باقى ماندگان در عذاب يا در ديه يعنى اول لوط را خواهيم گفت تا او از ميانقوم خود بيرون رود با همه كسان وى كه بوى گرويدهاند مگر زن او كه در ميان قوم خواهد بود بجهة كفر يا نمامى و با ايشان هلاك خواهد شد بعد از آن عذاب را بر ايشان نازل خواهيم ساخت ملائكه در اين جواب تسليم قول ابراهيم نمودند كه گفته بود ان فيها لوطا با ادعاى مزيد علم باو و عدم غفلت ايشان از اهل ايمان و تخصيص عذاب بما عداى ايشان از كفره پس ابراهيم را وداع كرده متوجه مؤتفكات شدند وَ لَمَّا أَنْ جاءَتْ و آن هنگام كه آمدند رُسُلُنا لُوطاً فرستادگان ما بسوى لوط سِيءَ بِهِمْ اندوهناك شد و مغموم گشت بسبب ايشان بجهت ترس آنكه مبادا قوم او قصد ايشان كنند ببدى عمل چه ايشان بصورت مردان زيبا صورت و نيكو جمال بودند و لوط خود را با غربا ميدانست وَ ضاقَ بِهِمْ