تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣١ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ٢٠ تا ٢٩
و يا مطلق ذكر حسن و ما وردى گويد مزدورى در دنيا بقاى ضيافت او است يعنى هم چنان كه در حال حيات در مهمانخانه وى بساط دعوت انداخته بود حالا نيز اين بساط گسترده است و خاص و عام از آن مائده فائده ببرند و انبياى ديگر را اين نيست و يا در دنيا مكان و منزل او را كه در جنت براى او معد بود نموديم بلخى گفته كه در اين آيه دلالت است بر آنكه جايز است كه حقتعالى بعضى ثواب مكلف را در دنيا كه دار تكليف است بوى دهد و جبائى بر آنست كه مراد باجر او در دنيا تعظيم و تكريم او است در آن مانند تعظيم ساير انبياء نه ثواب اعمال زيرا كه حق ثواب آنست كه خالص باشد از شوايب كدورت و اين در سراى تكليف نيست وَ إِنَّهُ و بدرستى كه ابراهيم فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ در آن سراى از جمله شايسته گان و پسنديدگانست يعنى در عداد پيغمبران كافل در صلاح چون آدم و نوح وَ لُوطاً عطفست بر ابراهيم يا بر آنچه ابراهيم معطوفست بر آن اى و لقد ارسلنا لوطا يعنى بتحقيق كه فرستاديم لوط را باهل مؤتفكات و ميتواند بود كه منصوب باشد با ذكر مقدر يعنى ياد كن لوط را إِذْ قالَ وقتى كه گفت لِقَوْمِهِ مر گروه خود را بر سبيل انكار و تفضيح و تقبيح إِنَّكُمْ آيا شما لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ هر آينه مىآييد بخصلت زشت و قبيح و حرميان و ابن عامر و حفص انكم ميخوانند بطريق اخبار يعنى بتحقيق كه شما مىآييد بفاحشه و كارى بغايت زشت كه بسبب فرط قبح و فحش آن ما سَبَقَكُمْ پيشى نگرفت بر شما بِها بآن فاحشه مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ هيچ يك از عالميان جهت آنكه طباع از اينعمل متنفر است و نفوس از اين كاره اين استيناف است براى تقرير و تبيين فحاشة آن يعنى طباع و نفوس از آن متنفر و منزجرند و شما بجهت خبث طينت و قذارت طبع بر آن اقدام مينمائيد و بعد از اين تفسير تفصيل فاحشه كرده بقوله أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ آيا شما مىآئيد بمردان بطريق مباشرت وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ و ميبريد راه بر رهگذريان يعنى مال ايشان را مىگيريد و ايشان را ميكشيد و يا با غريبان ايشان از روى اكراه لواطه ميكنيد و ايشان را باين امر مىنمائيد و بدين سبب مردمان آمد و شد را ترك كردهاند و راه بند شده و مروى است كه بر سر راه مىنشستند و كسى كه بگذر آمدى هر يك بر او سنگ انداختندى سنگ هر كدام كه بروى خوردى وى را گرفتى و مال او را اخذ نمودى و با او لواطه كردى و بعد از آن بغرامت سه درهم بوى دادى و ايشان را قاضى بود كه بر اينوجه براى ايشان حكم كردى و يا قطع طريق نسل ميكنيد كه آن اتيانست بزنان و در پير طريق ايشان سلوك مىكنيد كه مردانند يعنى در اينعمل اختيار مردان ميكنيد بر زنان وَ تَأْتُونَ و مىآييد