اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٩٧ - اشكال آيت اللَّه خويى «دام ظلّه» بر مشهور
اعتباريه را نفى كنيم. بلكه مىگوييم: منشأ تحقق وجودات اعتباريه، به دست اعتباركننده است. مثلًا در باب معاملات به معناى اعم، اعتبار به دست شارع است و ما قبول داريم كه در بيع، تا وقتى بعت و اشتريت نباشد شارع، اعتبار ملكيت نمىكند. ولى بحث در اين است كه بايد بيعى باشد تا شارع تنفيذ كند، بايد بيعى باشد تا (أحَلَّ اللَّه) وضعى روى آن جريان پيدا كند. بنابراين، بيع در رتبه متقدّم بر (أحَلَّ اللَّه) است. بيع در رتبه متقدّم بر اعتبار شارع نسبت به ملكيت است و بحث ما در خود بيع است يعنى هنوز به اعتبار شارع نرسيده است. شما وجود انشائى را در اين مرحله تصوير مىكنيد و ما مىپرسيم: وجود انشائى در اين مرحله چه معنايى دارد؟ وجود اعتبارى كه متأخر از اين مرحله است، وجود حقيقى هم كه در باب بيع و امثال آن مفهومى ندارد. پس اينجا چه چيزى وجود دارد كه اسمش را وجود انشائى بگذاريم، در مقابل وجود حقيقى و وجود اعتبارى؟ [١] بررسى اشكال آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» بر مشهور: قسمت اوّل اشكال ايشان، مورد قبول ما نيز هست يعنى اگر معنا بخواهد به لفظ تحقق پيدا كند و منشأ آن علقه وضعيه باشد داراى تالى فاسد است. ولى قسمت دوم اشكال ايشان، مورد قبول ما نيست. آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» فرمود: «اگر مراد مشهور از تحقق معنا به لفظ، تحقق معنا با قطعنظر از علقه وضعيه باشد، به مشهور مىگوييم: وجود بر دو قسم است: وجود حقيقى كه تحققش دائر مدار علل تكوينيه خاصّه است و وجود اعتبارى كه به دست اعتباركننده است». اوّلًا: ما به آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» مىگوييم: شما چه دليلى داريد كه وجود بر دو قسم است؟ بلكه ما مىگوييم: «قسم سومى هم براى وجود مطرح است و آن وجود انشائى است». شما كه مىخواهيد حرف مشهور را جواب دهيد نمىتوانيد بر ادّعا تكيه
[١]- البيان فى تفسير القرآن، ص ٤٠٩ و ٤١٠