اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥٦ - ٣- كلام آيت اللَّه خويى «دام ظلّه» در پاسخ به كلام مرحوم آخوند
آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» پس از بيان دو مقدّمه فوق، در پاسخ مرحوم آخوند [١] مىفرمايد: صلاة عبادتى است كه همه اجزاء آن عبادت مىباشند، در اين صورت ما مىگوييم:
امرِ متعلّق به ركوع، متعلّق شده به ركوعى كه مقيّد به قصد قربت است، مقيّد به اين است كه داعويت امر را در ارتباط با آن (يعنى ركوع) حفظ كنيد. و يا مىگوييم: امر، به ركوع و داعويت امرِ ركوعى نسبت به ركوع، تعلّق گرفته است. چه مسأله شرطيت را مطرح كنيم و چه مسأله جزئيت را، اشكالى بهوجود نمىآيد. آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» خطاب به مرحوم آخوند مىفرمايد: شما در باب جزئيت مىگفتيد: «اگر داعويت امر، در متعلّق امر اخذ شده باشد لازم مىآيد كه امر، هم داعى به صلاة باشد و هم داعى به داعويت خودش باشد و اين معقول نيست كه امر، داعى به داعويت خودش باشد». ما (آيتاللَّه خويى) در جواب مىگوييم: «امرِ متعلّق به ركوع و داعى الأمر، مانند نذرى است كه متعلّق به عبادت و غير عبادت- بهصورت مجموع- است. در چنين صورتى ما بايد قسمت اوّل نذر را بهعنوان عبادت انجام دهيم ولى قسمت دوم آن را لازم نيست بهعنوان عبادت انجام دهيم». در اينجا نيز مىگوييم: «امر، به ركوع و قصد قربت تعلّق گرفته است و چون در اين صورت مسأله انحلال در كار است لذا آن امر انحلالى كه متعلّق به ركوع است، عبادى بوده و قصد قربت در آن معتبر است ولى امر انحلالى ديگر- كه متعلّق به قصد قربت است- بهعنوان يك واجب توصّلى است و قصد قربت در آن اعتبار ندارد. در اين صورت، چگونه امر، داعويت نسبت به داعويت خودش پيدا مىكند؟ ركوع، متعلّق امر عبادى قرار گرفته و قصد قربت، متعلّق امر توصّلى قرار گرفته است. اين امر توصّلى
[١]- يادآورى: مرحوم آخوند قصد قربت را بهمعناى داعى الأمر دانسته و اخذ آن را در متعلّق امر- چه به نحو شرطيت و چه به نحو جزئيت- محال مىدانست، و اين كلام آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» در پاسخ اين بيان مرحوم آخوند است.