اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٨ - حلّ اشكال
مولوى است. مگر مىشود گفت: «امرى كه از خود انسان صادر مىشود امر مولوى و امرى كه از وكيل انسان- در محدوده وكالتش- صادر مىشود، امر ارشادى است»؟
خير، هر دو مولوى است ولى امرى كه خود مولا صادر كند امر مولوى اصلى و امرى كه وكيل او صادر كند امر مولوى تبعى است، يعنى گويا درحقيقت، به امر خود موكّل برگشت مىكند. شاهد اين مطلب، چيزى است كه خود مرحوم بروجردى در مقدّمهاى كه بر كتاب «جامع أحاديث الشيعة» نگاشته و مقدّمه بسيار ارزندهاى است، مطرح نموده است. ايشان فرموده است: اهل تسنّن، بر اساس مبنايى كه دارند، بايد احاديث شيعه را بپذيرند، زيرا اگرچه در بسيارى از احاديث، وقتى به ائمه عليهم السلام مراجعه مىشده و حكمى از آن بزرگواران پرسيده مىشده، آنان بلافاصله، حكم را بيان مىكردند ولى رواياتى از ائمه عليهم السلام وارد شده كه آنچه مىفرمودند، در واقع از جانب خداوند بوده است. مثلًا در رواياتى از امام صادق عليه السلام وارد شده كه مىفرمايد: «آنچه من مىگويم، از پدرم و او از پدرش ... از امير المؤمنين عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله، از جبرئيل، از لوح محفوظ است» يعنى در واقع آنچه ما مىگوييم، روايت از جانب خداوند است و اگرچه در بعضى از موارد، سند آن را ذكر نمىكنيم ولى همه آنچه مىگوييم، يك چنين سندى دارد. بنابراين در جايى كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد «اغتسل للجنابة»، درحقيقت: مىفرمايد: «قال اللَّه تعالى:
اغتسل للجنابة». مرحوم بروجردى با توجه به اين مقدّمه مىخواهد بفرمايد: با صرفنظر از مسأله امامت ائمه عليهم السلام، چه فرقى بين روايت ابو هريره از پيامبر صلى الله عليه و آله و روايت ائمه عليهم السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله وجود دارد؟ چرا شما (اهل تسنّن) رواياتى كه ابو هريره از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده قبول مىكنيد ولى رواياتى كه ائمه عليهم السلام نقل كردهاند نمىپذيريد؟ [١] اين بيان ايشان بيان ارزندهاى است و حجيت روايات شيعه را- براساس مبناى
[١]- جامع أحاديث الشيعة، ج ١، ص ١٣١