اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٣ - راه حلّ ديگر
ارادهاى نياز به مقدّماتى دارد ولى با توجه به اينكه مسئله به صورت طبيعى و عادى است، كمتر مورد توجه انسان قرار مىگيرد. و ما در بحث جبر و تفويض گفتيم: خداوند متعال به انسان عنايتى كرده و قدرت خلّاقيتى داده كه نفس انسان مىتواند اراده را خلق كند. يعنى اينطور نيست كه وقتى مبادى اراده تحقق پيدا كرد، اراده هم خواهناخواه پيدا شود. حال وقتى يك جمله را مورد ملاحظه قرار دهيم مىبينيم براى نفس انسان، چند خلّاقيت وجود دارد در رابطه با ارادهاى كه نسبت به لفظ و معنا و هيئت جمله خبريه و قضيّه حمليه بايد تحقق پيدا كند. لذا با وجود جهات معجزهآسايى كه در كامپيوتر وجود دارد، نمىتواند با اعجازى كه در رابطه با خلّاقيّت نفس نسبت به اراده تحقق دارد برابرى كند. انسان در مدت كوتاهى مىتواند كلمات متعددى را بگويد.
روشن است كه لفظ و معناى هر كلمهاى نياز به اراده دارد و اراده، مبادى مىخواهد و پس از تحقق مبادى، بايد نفسْ نسبت به اراده، خالقيت داشته باشد. ما مىبينيم يك سخنران، آنقدر كلمات را پشت سر هم و مسلسلوار بيان مىكند كه ضبط آنها براى مستمع و نويسنده مشكل است و معلوم است كه همه اينها كاشف از اراده و مبادى اراده است. و اين (خلاقيّت اراده) عنايت بزرگى است كه خداوند به انسان كرده است خصوصاً در مسأله بيان و تكلّم، چون اعمال ديگر معمولًا با اين سرعت تحقّق پيدا نمىكنند. خلاصه اينكه فعل اختيارى- به معناى لغوىاش- شامل قول هم مىشود و فعل اختيارى، كاشف از تحقق اراده است. ارتباط اين مقدّمه با ما نحن فيه، در اين جهت است كه صدور هيئت افْعَلْ از مولا، فعل اختيارى است و فعل اختيارى هم كاشف از اراده نفسانى مولاست. اكنون كه بحثهاى مقدّماتى تمام شد، به اصل بحث رجوع مىكنيم: بحث در اين بود كه: آيا مفاد هيئت افْعَلْ- كه براى انشاء بعث و تحريك وضع شده است- بعث و تحريك وجوبى است يا اعم از وجوبى و استحبابى [١] است؟
[١]- به صورت مشترك معنوى يا مشترك لفظى