اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤٥ - ١- نظريه مرحوم آخوند
اينها چه ارتباطى مىتواند با بحثهاى فلسفى داشته باشد؟ لذا ما بايد اين دو بحث را از يكديگر جدا كنيم، همانطور كه واقعاً هم جدا هستند.
و ما از بحث اوّل، فارغ شديم و «كلام نفسى» را بهطور كلّى نفى كرديم، چه در مورد خداوند و چه در مورد غير خداوند، در جملات خبريه و انشائيه طلبيه و غير طلبيه. ولى بحث در جهت دوم باقى است و هيچگونه ابتنائى هم بر بحث در جهت اوّل ندارد.
بحث در جهت دوم، بحث مستقلى است. مىخواهيم ببينيم آيا «طلب» و «اراده» براى دو معنا وضع شدهاند يا براى يك معنا؟ مرحوم آخوند مىفرمايد: اين دو، براى يك معنا وضع شدهاند. موضوع له- كه عبارت از مفهوم است- در مورد هر دو، يك چيز است. اراده حقيقيه- كه مصداق حقيقى اين مفهوم است- همان «طلب» است و بين تعبير به اراده حقيقيه و تعبير به طلب حقيقى، هيچ فرقى وجود ندارد. در ارتباط با مقام انشاء و در ارتباط با مقام وجود ذهنى هم همينطور است و اتحاد، در همه مراتب محفوظ است. فقط در يك جهت بين اينها تفاوت وجود دارد و آن، در مقام انصراف است. وقتى شما كلمه «اراده» را- بدون قيد- اطلاق كنيد، انصراف به اراده حقيقيه پيدا مىكند، و اراده حقيقيه، عبارت از صفت نفسانيه قائم به نفس است. ولى وقتى كلمه «طلب» را- بدون قيد- اطلاق كنيد، انصراف به طلب انشائى پيدا مىكند. و ما در آن بحث گفتيم كه در اينجا گويا دو لفظ مترادف داريم كه فقط در مقام انصراف، بين آنها، مغايرت وجود دارد. [١] ولى محققين و بزرگان ديگرى پيدا شدهاند كه در ضمن اينكه «كلام نفسى» را- در جهت اوّل از بحث- بهطور كلّى انكار كردهاند، [٢] وقتى به جهت دوم از بحث- يعنى اتحاد طلب و اراده- رسيدهاند قائل به تعدّد مىباشند و مىگويند: «طلب» و «اراده» داراى دو معنا هستند، بدون اينكه هيچيك از اين دو معنا، به «كلام نفسى»
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٩٣- ٩٥
[٢]- همانطور كه ما هم منكر شديم.