اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٠ - ٢- نظريه آيت اللَّه خويى «دام ظلّه»
بررسى نظريه آيتاللَّه خويى «دام ظلّه»: اينكه ايشان مىفرمايد: «بِعْتُ، بهعنوان ابرازكننده ما فى النفس است» به اين معناست كه بيع در همان حالت نفسانى تحقق پيدا كرده است و به تعبير و تصريح خود ايشان، اين لفظ، اماريت و كاشفيت دارد از آنچه در نفس است. آيا مسئله به اين صورت است يا آنچه مشهور مىگويند درست است؟ مشهور مىگويند: قبل از اينكه «بعتُ» و «اشتريتُ» بيايد، چيزى تحقق پيدا نكرده است. امر اعتبارى، به سبب «بعتُ» وجود پيدا مىكند. بنابراين هم مشهور و هم آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» قبول دارند كه در اينجا امرى اعتبارى- با قطعنظر از شارع و عقلاء- وجود دارد، ولى بحث در اين است كه آيا آن امر اعتبارى نفسانى كه قبل از عقد است، حقيقتِ بيع بوده و لفظْ كاشف از آن است يا اينكه امر اعتبارى به خود اين لفظ، وجود پيدا مىكند. بهنظر ما امر اعتبارى به خود لفظ تحقق پيدا مىكند و بيع، در رتبه قبل از عقد تحقق ندارد. شاهد اين مطلب، مراجعه به عقلاست. آيا انشاءات عقلاء، به چه صورتى است؟ ما در معاملات ملاحظه مىكنيم انسان چهبسا به انشاء خودش توجّهى ندارد.
وقتى انسان مىخواهد بهعنوان وكالت، صيغه نكاحى را جارى كند، آيا واقعاً قبل از عقد نكاح، مطلب را تمامشده مىبيند و آن مطلب تمامشده را با لفظ اظهار مىكند؟ روشن است كه در اين صورت، عقد مانند قباله نكاح خواهد بود و همانطور كه قباله، حاكى از نكاحى است كه انجام شده، عقد هم حاكى از نكاحى است كه قبلًا واقع شده است. آيا واقعاً اينطور است؟ ما وقتى به خودمان- بهعنوان متشرعه تحصيلكرده- مراجعه مىكنيم مىبينيم مسئله اينطور نيست. قراردادهايى كه بين عقلاء انجام مىشود حاكى از اين نيست كه قرارداد، قبلًا انجام شده است بلكه قراردادها به نفس همين الفاظ، انجام مىگيرد. علاوه بر اين، اگر شما الفاظ را بهعنوان اماره و كاشف مطرح مىكنيد، ما به شما