اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩٢ - كلام مرحوم آخوند
فعل مولا، يا غرضى است كه علت تامّه آن عبارت از فعل عبد است؟ وقتى نماز- بهعنوان فعل عبد- تحقّق پيدا كرد، معراجيت حاصل مىشود و قربانيت تحقق پيدا مىكند. غرضى كه در ارتباط با امر است، يك چنين غرضى است. آنوقت سؤال مىكنيم: اين ظرف آبى كه عبد بهعنوان وجود اوّل و فرد اوّل در اختيار مولا قرار داد، آيا آن غرضى كه در ارتباط با امر بوده و فعل عبد علت تحقق آن غرض بوده، حاصل شده يا نه؟ اگر بگوييد: «حاصل نشده است»، مىگوييم: «چگونه مىشود كه مكلّفِ مأمور، طبيعت مأمور به را در خارج ايجاد كند ولى غرض حاصل نشود؟ آيا در وجود طبيعت نقصى تحقق دارد؟ آيا در فرديت اين مصداق، مناقشهاى وجود دارد؟ اگر مأمور به، نفس طبيعت و اين فرد هم فرد طبيعت است، چگونه ممكن است كه با وجود تحقق اين فرد اوّل در خارج و عدم كمبود آن ازنظر وجود طبيعت و فرديّت، غرض حاصل نشده باشد؟». و اگر بگوييد: «غرض حاصل شده است»، مىگوييم: «شما (مرحوم آخوند) خودتان بهطور مكرّر فرمودهايد كه «با حصول غرض، امر ساقط مىشود و ديگر زمينهاى براى فرد دوم و امتثال دوم باقى نمىماند». پس درحقيقت، امرِ شما گويا داير بين نفى و اثبات است و اين خالى از مغالطه نيست. شما نمىتوانيد همه غرض نهايى را در ارتباط با امر بدانيد. آنچه از غرض نهايى به امر ارتباط دارد تمكّن مولا از ماء است. اين غرضِ امر است. اما اينكه مولا هدف ديگرى- مثل وضو گرفتن- دارد كه مربوط به فعل خودش مىباشد و ارتباطى به عبد ندارد، شما آن غرض را به چه مناسبتى بهحساب غرض امر مىگذاريد؟ ما معتقديم اگر چيزى بهعنوان غرض امر مطرح باشد، انجام دادن آن براى عبد لازم است، حتى اگر امرى هم در كار نباشد. مثل اينكه عبد مشاهده كند بچه مولا در آب افتاده و در شرف غرق شدن است و مولا هم حضور ندارد، در اينجا بر عبد لازم است- از باب عبوديت و مولويت نه از باب حفظ نفس- كه اقدام به نجات جان فرزند مولا بنمايد، زيرا مىداند كه اگر مولا در اين صحنه حاضر بود بلافاصله براى نجات جان فرزند، امرى صادر مىكرد. ما براى غرض تا اين اندازه حساب باز مىكنيم كه اگر غرض مولا مشخص شد، بر عبد لازم است غرض مولا را