اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٩ - اشكال مرحوم آخوند به صاحب فصول رحمه الله
ماهيت را در مقام ذات- به عبارت ديگر: در ارتباط با حمل اوّلى ذاتى- ملاحظه مىكنيم، تنها خودش و اجزاء آن مىباشد و در اين مقام، همه متناقضاتْ از دايره ماهيت خارجند. توضيح اينكه: ملاك حمل اوّلى ذاتى اين است كه موضوع و محمول، علاوه بر اينكه اتحاد در وجود دارند، در ماهيت هم متّحد باشند. بلكه جماعتى پا را فراتر گذاشته و گفتهاند: «اتحاد در ماهيت، به تنهايى كفايت نمىكند بلكه بايد در مفهوم هم واحد باشند». اختلاف ميان اين دو قول، در «الإنسان حيوان ناطق» ظاهر مىشود.
بعضى گفتهاند: «حمل در «الإنسان حيوان ناطق» حمل اوّلى ذاتى است، زيرا در حمل اوّلى ذاتى، چيزى غير از اتحاد ماهوى شرط نيست». بعضى ديگر گفتهاند: «حمل در «الإنسان حيوان ناطق، حمل اوّلى ذاتى نيست، زيرا ملاك حمل اوّلى ذاتى اين است كه موضوع و محمول در مفهوم اتحاد داشته باشند يعنى آنچه از يكى فهميده مىشود، از ديگرى هم فهميده شود، و در «الإنسان حيوان ناطق» اينگونه نيست، براى اينكه ما در غير منطق اگر صدها بار هم كلمه انسان را بشنويم، ذهنمان به حيوان ناطق منتقل نمىشود». بنابراين جمله «الماهية من حيث هي هي ليست إلّا هي» در ارتباط با حمل اوّلى ذاتى است. حال ما نمىخواهيم سماجت به خرج داده و قضيّه «الإنسان حيوان ناطق» را از حمل اوّلى خارج بدانيم بلكه اگر داخل در حمل اوّلى ذاتى هم باشد، باز هم حرف ما در مورد اين كلام فلاسفه درست است كه فلاسفه مىخواهند بگويند:
ماهيت در مقام ذاتش- يعنى در مقام حمل اوّلى ذاتى- فقط خودش مىباشد و اجزائش، و هرچه خارج از دايره اين ماهيت باشد، نمىتواند ارتباطى به ذات داشته باشد. در قضيّه «الإنسان حيوان ناطق»، اگر سؤال شود كه: «آيا وجود، در ماهيت انسان دخالت دارد؟» جواب مىدهيم: خير. آيا عدم دخالت دارد؟ خير. پس اينكه ما مىگوييم:
«الإنسان لا موجودة و لا معدومة» به اين معناست كه موجوديت، به حسب حمل اوّلى ذاتى، در ماهيت انسان دخالت ندارد، همانطوركه معدوميت، به حسب حمل اوّلى ذاتى، دخالتى در ماهيت انسان ندارد. و به عبارت ديگر: ماهيت در ارتباط با حمل اوّلى