اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٦ - اشكال مرحوم آخوند به صاحب فصول رحمه الله
عنوان اينكه «زيد، وجودِ انسان است» ملاحظه مىكنيم، در اين صورت، خصوصيات فردى زيد، مثل طول قامت و وزن و ...، دخالتى در وجود انسان- بما أنّه وجود الإنسان- ندارد. امّا يك وقت حساب را روى فرد باز مىكنيم، فردْ عبارت از همان وجود، ولى به ضميمه خصوصيات فرديه است. پس در حقيقت، نزاع تعلّق امر به طبيعت يا به فرد، در اين است كه آيا مطلوب مولا تنها وجود ماهيت بوده و خصوصيات فرديّه از دايره مطلوب مولا خارج است يا با توجه به اينكه وجودْ در خارج، ملازم با خصوصيات فرديّه است، پس خصوصيات فرديّه هم داخل در دايره مطلوبيت است. پس در مسأله تعلّق امر به طبيعت يا فرد، اصل تعلّق امر به وجود طبيعت، مورد قبول طرفين است ولى يكى مىگويد: «مطلوب مولا، از وجود طبيعت بالا نمىرود و شامل خصوصيات فرديّه نمىشود» و ديگرى مىگويد: «خصوصيات فرديّه هم در حريم مطلوبيت وارد مىشود». در نتيجه مرحوم آخوند مىخواهد بفرمايد شما در بحث تعلّق امر به طبيعت يا فرد، جمود بر ظاهر عنوان پيدا نكنيد، مقصود از طبيعت را صرف الطبيعة ندانيد بلكه مقصود، وجود است و اختلاف بين وجود و فرد هم تنها در ارتباط با خصوصيات فرديّه است. سپس مرحوم آخوند در مورد مسأله مرّه و تكرار مىفرمايد: ما اگر مرّه و تكرار را به معناى فرد و افراد بگيريم، اين فرد و افراد، غير آن فردى است كه در مسأله تعلّق امر به طبيعت يا فرد، در مقابل طبيعت واقع مىشود. مراد از فرد و افراد در مسأله مرّه و تكرار، عبارت از وجود واحد و وجودات متعدّد است. به عبارت روشنتر: ما يك وقت فرد و افراد را در برابر وجود طبيعت ذكر مىكنيم، در اين صورت، مثل مسأله وجود در مقابل فرد است. آنجا فرد به معناى وجود همراه با تشخص و وجود همراه با عوارض فرديّه است. امّا در اينجا فرد و افراد را در مقابل وجود ذكر نكردهايم بلكه آنها را در مقابل دفعه و دفعات آوردهايم و مقصود از فرد و افراد در ما نحن فيه همان وجود واحد است. فرد، به معناى وجود واحد و افراد به معناى وجودات متعدّدند و كسى هم كه مىگويد: «لا مرّة و لا تكرار»، اصل وجود را در نظر