اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٤٤ - دو نكته در كلام مرحوم آخوند
كرده و هر دو فرض را در نظر دارد. نكته دوم: در ابتداى برخورد با كلام مرحوم آخوند، ممكن است تصور شود كه مرحوم آخوند مىخواهد بگويد: «ظهور در معناى مجازى از بين مىرود و ما در ميان معانى مجازيّه مردّد مىباشيم و نمىدانيم كدام معناى مجازى اراده شده است و به عبارت ديگر: در اينجا قرينه صارفه وجود دارد و قرينه معيّنه وجود ندارد» ولى اين معنا مراد مرحوم آخوند نيست بلكه مراد ايشان اين است كه امر واقع بعد از نهى يا بعد از توهّم نهى، نه ظهور در معناى حقيقى دارد و نه ظهور در معناى مجازى دارد، هرچند معناى مجازى به صورت مردّد باشد كه كسى بگويد: «اجمالًا معناى مجازى اراده شده ولى نمىدانيم كدام يك از معانى مجازيه اراده شده است». ايشان وقتى مىفرمايد: «ظهور در هيچيك از معانى سهگانه ندارد» مىفرمايد: «و التحقيق أنّه لا مجال للتشبث بموارد الاستعمال فإنّه قلّ مورد منها يكون خالياً عن قرينة على الوجوب أو الإباحة أو التبعية» ملاحظه مىشود كه ايشان در ارتباط با وجوب هم- كه معناى حقيقى است- مىفرمايد: در مورد استعمال آن قرينه بر وجوب تحقق دارد. سپس مىفرمايد: «و مع فرض التجريد عنها لم يظهر بعد كون عقيب الحظر موجباً لظهورها في غير ما تكون ظاهرة فيه» يعنى اگر جايى فرض كنيم كه هيچ قرينهاى وجود ندارد، هنوز ظهورى پيدا نشده براى اينكه بودن امر بعد از نهى موجب ظهور هيئت در معناى مجازى شود. سپس مىفرمايد: «غاية الأمر يكون موجباً لإجمالها غير ظاهرة في واحد منها إلّا بقرينة اخرى». يكى از موارد «منها»، خود وجوب است كه عبارت از معناى حقيقى است. بنابراين اگرچه در ابتداى امر ممكن است به ذهن بيايد كه ايشان مىخواهد بگويد: «در هيچيك از معانى مجازيه ظهور ندارد» ولى با توجه به اينكه وجوب را هم قبلًا ذكر كرده، وقتى كلمه «منها» را مىگويد، شامل وجوب هم شده و معناى عبارت