اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٦ - كلام حضرت امام خمينى رحمه الله
مىفرمايد: در باب أصالة الظهور، ما كارى به منشأ ظهور نداريم. وقتى اصل ظهور احراز شد، اصالة الظهور در اينجا حاكم است و به آن حجيّت مىدهد. ولى اينكه آيا اين ظهور از كجا پيدا شده است كارى به آن نداريم. ايشان مىفرمايد: در ما نحن فيه، ما ظهور را احراز كردهايم. ما معتقديم اگر لفظ امر بهطور مطلق در كتاب و سنت وارد شود و قرينهاى بر تعيين معنايى وجود نداشته باشد، چنين لفظى ظهور در طلب دارد. حال ممكن است منشأ ظهور اين باشد كه امر، براى خصوص طلب وضع شده و هنگام اطلاق و عدم قرينه، معناى طلب از آن انسباق مىگيرد. و ممكن است كسى بگويد: امر براى خصوص طلب وضع نشده بلكه مشترك لفظى است ولى هنگام اطلاق و عدم قرينه، انصراف به طلب دارد، مثل مطلقاتى كه انصراف به بعضى از مقيّدها پيدا مىكنند. بالاخره ظهور براى ما احراز شده هرچند منشأ آن را نمىدانيم و لازم هم نيست منشأ آن را بدانيم. در اصالة الظهور، همينكه صغراى ظهور احراز شد حجيت ظهور به دنبال آن مىآيد. [١] ملاحظه مىشود كه اين بيان مرحوم آخوند، رجوع از مطلب سابق ايشان- كه ظاهرش اشتراك لفظى بود- مىباشد.
كلام حضرت امام خمينى رحمه الله
حضرت امام خمينى رحمه الله پس از رد اشتراك لفظى و اشتراك معنوى مىفرمايد: تحقيق اين است كه اگر متكلّم گفت: «أمر زيدٌ بكراً»، آنچه از اين تعبير به ذهن تبادر مىكند اين است كه امر براى يك معناى جامع اسمى بين هيئاتى كه بر امر دلالت مىكند وضع شده است و براى مفهوم طلب يا مفهوم بعث يا مفهوم اراده مظهره و امثال اينها وضع نشده است. معناى اصطلاحى امر نيز همين است. [٢]
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٩٠ و ٩١
[٢]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ١، ص ٢٣٧ و ٢٣٨، تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٣١ و ١٣٢