اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥ - تحقيق مرحوم آخوند و رجوع ايشان از كلام سابق
است و نمىتواند در ارتباط با آيات و روايات نقشى داشته باشد، آنچه در ارتباط با آيات و روايات منشأ اثر است همان معناى لغوى و عرفى امر است، زيرا الفاظ كتاب و سنت بر معناى لغوى و عرفى حمل مىشود نه بر معناى اصطلاحى. سپس مطالبى را بيان مىكند كه درحقيقت، عدول از مطلب اوّل ايشان است.
مىفرمايد: ما مىبينيم لفظ امر در دو معنا يا بيشتر استعمال شده ولى كيفيت استعمال را نمىدانيم كه آيا به نحو مشترك معنوى است يا به نحو مشترك لفظى و يا به نحو حقيقت و مجاز؟ دليلى بر هيچكدام از اينها نداريم. بله، اصوليون در مسأله دوران بين اين امور وجوهى را براى ترجيح ذكر كردهاند. مثلًا در دوران امر بين اشتراك لفظى و اشتراك معنوى، وجهى را براى ترجيح اشتراك معنوى ذكر كردهاند. و در دوران بين اشتراك و حقيقت و مجاز، وجهى را براى ترجيح اشتراك مطرح كردهاند، ولى ما دليلى بر اعتبار اين وجوه نداريم. اگرچه در كتابهاى مفصّل اصولى- مثل قوانين و فصول- اين بحث را بهصورت طولانى مطرح كردهاند. وقتى در دوران بين اين امور، راهى براى ترجيح يكى بر ديگرى وجود نداشت، ايشان مىفرمايد: ما يك اصلى به نام «أصالة الظهور» داريم كه اين اصل، يك اصل معتبر عقلايى است. أصالة الظهور به اين معناست كه اگر لفظى ظهور در معنايى داشت، اين ظهور از نظر عقلاء معتبر است.
خيال نشود أصالة الظهور همان أصالة الحقيقة است. أصالة الظهور، هم در استعمالات حقيقى و هم در استعمالات مجازى مطرح است. جمله «رأيت أسداً»، ظهور در حيوان مفترس دارد و أصالة الظهور در اينجا حجّت است. و جمله «رأيت أسداً يرمي» ظهور در رجل شجاع دارد. اين ظهور هم پشتوانهاش أصالة الظهور است. همان أصالة الظهور كه در «رأيت أسداً» كلام را نسبت به معناى حقيقىاش حجت قرار مىداد، در «رأيت أسداً يرمي» نيز كلام را نسبت به معناى مجازىاش حجت قرار مىدهد. با توجه به اين نكته، مرحوم آخوند مىفرمايد: اگر لفظ امر با مادّه و هيئتش در كتاب يا سنت وارد شد و ما نتوانستيم اشتراك لفظى يا معنوى يا حقيقت و مجاز را اثبات كنيم، بعيد نيست بگوييم: «چنين امرى ظهور در طلب دارد». ولى آيا منشأ اين ظهور چيست؟