اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١ - كلام مرحوم نائينى
باشند. زيرا ما سؤال مىكنيم آيا خود اين جامع جنسى كه شما آن را بهعنوان قدر جامع مطرح مىكنيد، معنايى حدثى و اشتقاقى است يا معنايى غير حدثى و غير اشتقاقى؟ اگر خود جامع جنسى معنايى حدثى و اشتقاقى باشد، پس چطور معانى غير حدثيه بهعنوان نوع براى اين جنس هستند؟ و اگر اين جامع جنسى معنايى غير حدثى و غير اشتقاقى باشد، چگونه مىشود معانى حدثيه بهعنوان نوع براى اين جنس باشند؟ و ما نمىتوانيم جامع جنسى را بهگونهاى فرض كنيم كه نه حدثى باشد و نه غير حدثى. جامع جنسى بايد انواعش در اين جنس شركت داشته باشند. بله شما اگر عرض عام را مطرح كنيد، مىتوانيد انواع متضاد را تحت آن قرار دهيد. مفهوم شىء بهعنوان عرض عام است و هم بر واجبالوجود هم بر ممكن الوجود و هم بر ممتنع الوجود صدق مىكند. ولى شما در اينجا مىخواهيد جامع ذاتى و جنسى درست كنيد و در جامع جنسى نمىتوان دو نوعِ متضاد داشت كه يك نوع آن عبارت از معناى حدثى و اشتقاقى و نوعِ ديگر آن عبارت از معناى غير حدثى و غير اشتقاقى باشد، زيرا اگر خودش اشتقاقى است، غير اشتقاقى نمىتواند نوع آن باشد و اگر خودش غير اشتقاقى است، اشتقاقى نمىتواند نوع آن باشد. اشكال دوم: آيا در مشترك معنوى مىتوان تصور كرد كه لفظى براى قدر جامعى وضع شده باشد و داراى جمعهاى مختلفى باشد و هر جمعى بر معناى خاصى دلالت كند؟ در مورد مشترك لفظى، تصوير اين معنا آسان است، زيرا هريك از معانى داراى وضع مستقلّى است و مانعى ندارد كه «عين» بهمعناى چشم با «أعين» و «عين» بهمعناى چشمه با «عيون» و «عين» بهمعناى شخصيت با «أعيان» جمع بسته شود. اينها هم در وضع و هم در موضوع له داراى استقلالند و ارتباطى بين آنها وجود ندارد. ولى تصوير اين مطلب در مشترك معنوى ممكن نيست زيرا اگر شما بخواهيد لفظ مشترك معنوى را در همان معناى مشترك استعمال كنيد- كه تنها در اين صورت جنبه حقيقت دارد- چگونه مىشود جمعهاى مختلفى داشته باشد و هر جمعى داراى معناى