اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨٦ - بحث اوّل تقسيم واجب به تعبدى و توصّلى
آدم عليه السلام سجده كنند. آيا اين سجده، بهعنوان عبادت حضرت آدم عليه السلام محسوب مىشود؟
خير، اگر چنين بود، ما بايد در ادلّه شرك در عبادت تخصيص قائل شويم و بگوييم:
خداوند در اينجا نه تنها اجازه شرك در عبادت داده بلكه به آن امر كرده است، درحالىكه سياق آيه (إنّ اللَّه لا يغفر أن يشرك به) [١] غير قابل تخصيص است. ممكن است گفته شود: اين سجده، غير از سجدهاى است كه ما در مورد آن بحث مىكنيم. مىگوييم: دليلى بر اين مطلب نداريم. ظاهر آيه شريفه (و إذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم) [٢] اين است كه اين سجده، به همين معنايى است كه ما در رابطه با آن بحث مىكنيم. بنابراين سجده براى آدم عليه السلام بهعنوان عبادت او بهحساب نمىآيد بلكه يك عمل مأمور به از ناحيه خداوند است بدون اينكه جنبه عباديت داشته باشد. از اينجا كشف مىكنيم كه در ذات سجده، مسأله عباديت مطرح نيست. بلى سجده هم گاهى عنوان عباديت پيدا مىكند. پس راه تشخيص عباديت اين است كه به ادلّه و تعبيرات شارع و تعبيرات متشرعه- كه متخذ از شارع است- مراجعه كنيم. و ما گفتيم: عباديت، داراى خصوصيتى زائد بر قصد تقرّب است و واجب تقرّبى (يا قربى) معنايى اعم از واجب تعبدى است. نكتهاى در ارتباط با عنوان اطاعت: عنوان «اطاعت» در كلمات اصوليين در رابطه با امورى كه قصد قربت در آنها معتبر است به كار برده مىشود. ولى از نظر لغت و قرآن، داراى معناى عامى است و حتى قصد قربت در آن دخالت ندارد. آيه شريفه (يا أيّها الّذين آمنوا أطيعوا اللَّه و أطيعوا الرسول)، [٣] داراى دو امر است: امر در (أطيعوا اللَّه) ارشادى و در (أطيعوا الرسول) مولوى است. خداوند متعال با اين امر مولوى ما را به اطاعت از
[١]- النساء: ٤٨
[٢]- البقرة: ٣٤
[٣]- النساء: ٥٩